قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٨
زكوة جمع شده، بفرستد. رسول خدا خلف وعده نميكند اين نيست مگر بواسطه غضبى، بيائيد محضر رسول خدا برويم. از آنطرف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وليد بن عقبه را براى آوردن زكوة فرستادند، او مقدارى از راه بنى مصطلق را پيمود ترسيد و برگشت (زيرا در جاهليت با آنها دشمنى داشت) و گفت: يا رسول اللّه حارث زكوة را نداد و خواست مرا نيز بكشد، آنحضرت در غضب شد و عدّهايرا پيش حارث فرستاد او كه با سران قوم عازم مدينه بود در راه با فرستادگان آنحضرت برخورد و گفت: چه مأموريتى داريد؟ گفتند:
براى كار تو. گفت: چه كارى؟ گفتند:
رسول خدا وليد را پيش تو فرستاده و او خبر داده كه زكوة را نداده و قصد كشتن او را داشتهاى!!! گفت:
نه بخدائيكه محمد صلّى اللّه عليه و آله را بحق فرستاده من نه او را ديدهام و نه پيش من آمده است.
چون حارث وارد محضر آنحضرت گرديد فرمود: زكوة را ندادى و خواستى فرستاده مرا بكشى؟!
«مَنَعْتَ الزَّكَاةَ وَ أَرَدْتَ قَتْلَ رَسُولِي».
؟ گفت:
نه بخدائيكه تو را بحق فرستاده نه من او را ديدهام و نه پيش من آمده است.
و علّت آمدن من اين است كه فرستاده شما نيامد فكر كردم غضبى از جانب خدا و رسول بر ما شده است. پس آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ ... نازل گرديد.
فَشَل: (بر وزن فرس) ضعف.
ترس. راغب آنرا ضعف توأم با ترس گفته. طبرسى ذيل آيه ١٢٢ و ١٥٢ آل عمران آنرا جبن و ذيل آيه ٤٣ انفال ضعف ناشى از فزع معنى كرده.
فيومى در مصباح فشل (بفتح اول و كسر دوم) را جبان و ضعيف القلب گفته است.
بقول ابن اثير در نهايه آن بمعنى ضعف و ترس است. نگارنده نيز با دقت در آيات قول ابن اثير را پسنديدم و خواهيم ديد كه معنى آن گاهى ضعف و گاهى ترس است.