قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٨
نصارى كه بخدا و موسى و عيسى ايمان آوردند و بمحمد صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين كافر شدند جمله وَ يَقُولُونَ ... بيان تفريق بين خدا و رسل است خداوند اين چنين كسان را كافر حقيقى خوانده كه أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا و در آيه بعدى ايمان واقعى را چنين بيان فرموده: وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ ....
تَفَرُّق: پراكنده شدن. جدا گرديد وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا ... آل عمران: ١٠٥.
فِرْق: (بر وزن جسر) تكّه و قطعه جدا شده فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ شعراء: ٦٣. دريا بشكافت و هر قطعهاش همچون كوه بزرگى گرديد.
فَرِيق: گروه جدا شده از ديگران.
همچنين است فرقه مثل فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ شورى: ٧. فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ ... توبه: ١٢٢. چرا از هر گروه دستهاى براى تفقّه در دين كوچ نميكنند رجوع شود به «فقه».
فَرَاق: (بفتح اول) جدائى قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ ... كهف:
٧٨. مجمع هذا را اشاره بآخرين كلام موسى با آن عالم دانسته و «فراق» را بمعنى مفرّق فرموده است يعنى اين سخن ميان من و تو جدائى انداز است. شايد «هذا» اشاره بوقت باشد يعنى اين وقت مفارقت ميان من و تو است، راغب گفته فراق و مفارقت اكثر با ابدان است.
فُرْقَان: در اصل مصدر است بمعنى فرق گذاشتن سپس در معنى فارق بكار رفته طبرسى فرموده: هر فرق گذارنده فرقان ناميده شود و قرآن را از آن فرقان گوئيم كه فارق ميان حق و باطل است.
ولى در قاموس و اقرب قيد حق و باطل را اضافه كرده و گفتهاند:
فرقان هر آنچيزى است كه با آن ميان حق و باطل فرق گذاشته شود.