قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٨
خداوند يارى كرده شوند.
وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ كهف: ٢٩. «استغاثة» ممكن است از غوث يا از غيث باشد و در «غوث» گذشت.
غير: تغيير بمعنى تبديل و تحويل است. إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ رعد: ١١. تقدير آيه چنين است: «ما بِقَوْمٍ مِنَ النِّعْمَةِ- ما بِأَنْفُسِهِمْ مِنَ الطَّاعَةِ وَ الْعَدْلِ» يعنى:
خدا نعمتى را كه براى قومى است بنقمت تبديل نميكند تا آنها آنچه براى خود از عدل و طاعت دارند تغيير بدهند آيه ديگرى چنين است ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ انفال:
٥٣. در «حسن» گذشت كه اعمال ناشايست سبب نقمت خداوندى است وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ شورى: ٣٠.
كلمه غير گاهى بمعنى «لا» و نفى صرف آيد كه در آن اثبات نيست مثل وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ زخرف: ١٨. يعنى او در احتجاج فصيح نيست كه تقدير «لا مبين» است.
گاهى براى اثبات است بمعنى «الّا» مثل هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ فاطر: ٣.
كه بمعنى «الّا اللّه» است.
«غير» دائم الاضافه است در معنى و گاهى در صورت معلوم بودن معنى در لفظ مقطوع الاضافه آيد و آن بواسطه اضافه معرفه نميشود كه توغّل در ابهام دارد. از اقرب الموارد فهميده ميشود اصل آن بمعنى «سوى» است ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هود:
٥٠. سواى او براى شما معبودى نيست.
غيض: فرو رفتن آب. در مجمع فرموده: غيض آنست كه مايع در عمق فرو رود «الْغَيْضُ ذَهَابُ الْمَايِعِ فِي الْعُمْقِ» در اقرب الموارد آنرا يكى از معانى غيض شمرده است.
راغب آنرا ناقص شدن و ناقص