قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٧
آن بزرگوار است.
اينها همه از غيبهاى مبذولاند كه از طرف خدا برسول خدا و از آن حضرت بوصيّش صلوات اللّه عليهم القاء شده است.
غيبة: بدگوئى در پشت سر ديگرى.
آنچه در غياب شخص بدگوئى ميشود اگر در او باشد آن غيبت است و اگر در وى نباشد بهتان ناميده ميشود و اگر رو برو گفته شود آنرا شتم (فحش) گويند، كلمه غيبت اسم است بمعنى اغتياب و بدگوئى. وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً حجرات: ١٢. بعضى از شما از بعضى بدگوئى و غيبت نكند آيا يكى از شما خوش دارد گوشت مرده برادرش را بخورد رجوع شود به «لحم».
غيابة: قعر. لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَ أَلْقُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ ... يوسف:
١٠. يوسف را نكشيد و او را بقعر فلان چاه افكنيد.
طبرسى فرمود: هر چه درون آن باشى و تو را بپوشاند آنرا غيابت گويند. غيابت بئر شبيه ... طاقچه- ايست در چاه، بالاى آب آن. پس غيابت بمعنى قعر يا بمعنى گودالى است در درون چاه بالاى آب. اين لفظ دو بار در قرآن آمده است يوسف: ١٠ و ١٥.
غيث: باران. طبرسى فرموده:
بارانيكه در وقت حاجت آيد كه آن از غوث است و آن نصرتى است كه در شدّت حاجت آيد و ضرر را از بين ببرد. آيه وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا شورى: ٢٨. قول وى را تقويت ميكند يعنى خدا آنست كه باران را پس از نوميدى مردم مياورد نوميدى در وقت حاجت است اين لفظ در آيه ٣٤ لقمان و ٢٠ حديد نيز آمده است.
ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ يوسف: ٤٩. «يُغاثُ» ممكن از غوث يا از غيث باشد يعنى پس از آن سالى ميايد كه در آن مردم باران بيابند يا بوسيله باران و نعمت