قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠١
غشاوه: چيزيكه با آن پوشانده شود (پرده) وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً جاثية:
٢٣. بر گوش و قلب او مهر زد و بر چشمش پردهاى قرار داد. رجوع شود به «ختم».
غاشِية: فرا گيرنده و پوشاننده.
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٥ ؛ ص١٠١
أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غاشِيَةٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ يوسف: ١٠٧. مراد از غاشيه نقمت و عذاب فراگيرنده است.
قيامت در هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ غاشية: ١. از آن غاشيه خوانده شده كه عموم را فرا گيرد و احدى از آن مستثنى نيست مثل وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً كهف: ٤٧. اين بهتر از آنست كه گوئيم اهوال قيامت همه را فرا گيرد زيرا درباره اهل رحمت آمده: لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ انبياء: ١٠٣.
غواش: جمع غاشيه است (فرا- گيرندهها). لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ اعراف: ٤١.
براى آنها از جهنّم بستر و از بالايشان فرا گيرندهها است يعنى آتش از بالا و پائين آنها را احاطه كرده نظير لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ زمر: ١٦. غواش در اصل غواشى است مثل ضوارب.
تغشيه: پوشاندن و نيز پوشانيدن چيزى بر چيزى مثل إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ ... انفال: ١١. آنگاه كه خواب مختصر را بر شما ميپوشاند يعنى شما را بخواب ميبرد تا آرامشى از ناحيه خدا باشد و مثل فَغَشَّاها ما غَشَّى نجم: ٥٤. كه يك مفعول دارد يعنى آنرا فرا گرفت آنچه فرا گرفت.
اغشاء: مثل تغشيه است نحو يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ ... اعراف: ٥٤. كه دو مفعول دارد يعنى: خدا شب را بر روز ميپوشاند و مثل فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ يس: ٩. كه داراى يك مفعول است يعنى: آنها را پوشانديم پس نمىبينند.
استغشاء: پوشاندن «اسْتَغْشَى ثَوْبَهُ وَ بِثَوْبِهِ: تَغَطَّى بِهِ» يعنى خود را با لباسش پوشاند و بقول راغب لباس