توضيح المسائل - الخوئي، السيد أبوالقاسم - الصفحة ٤٢٦
اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است.
(مسأله ٢٣٨٠) اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است.
(مسأله ٢٣٨١) كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد مىتواند عقد را بخواند.
(مسأله ٢٣٨٢) اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد آن عقد را اجازه نمايند عقد صحيح است.
(مسأله ٢٣٨٣) اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد اجازه نمايند، عقد صحيح است و بهتر آنست كه دوباره عقد را بخوانند.
(مسأله ٢٣٨٤) پدر و جد پدرى مىتوانند براى فرزند پسر يا دختر نا بالغ يا ديوانه خود كه با حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند، و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد، يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى كه براى او كردهاند مفسدهاى نداشته، نمىتواند آن را به هم بزند و اگر مفسدهاى داشته مىتواند آن را امضا يا رد نمايد، ولى در صورتى كه دختر و پسر نا بالغ را پدرانشان به يكديگر تزويج كنند چنانچه پس از بلوغشان اجازه نكنند احتياط به طلاق يا عقد جديد ترك نشود.
(مسأله ٢٣٨٥) دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد بنا بر احتياط واجب بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد. و اجازه مادر و برادر لازم نيست.
(مسأله ٢٣٨٦) اگر دختر باكره نباشد يا اين كه باكره باشد ولى اجازه گرفتن از پدر يا جد پدرى به جهت غائب بودن يا غير آن ممكن نباشد، و دختر حاجت به شوهر كردن داشته باشد اجازه پدر و جد لازم نيست.
(مسأله ٢٣٨٧) اگر پدر، يا جد پدرى براى پسر نا بالغ خود زن بگيرد