توضيح المسائل - الخوئي، السيد أبوالقاسم - الصفحة ٣٢٦
داده است مثلا كسى كه (١١٠) مثقال نقره دارد اگر يك چهلم آن را بدهد، زكات (١٠٥) مثقال آن را كه واجب بوده داده و مقدارى هم براى (٥) مثقال آن داده كه واجب نبوده است.
(مسأله ١٩٠٦) كسى كه طلا يا نقره او به اندازه نصاب است، اگر چه زكات آن را داده باشد، تا وقتى از نصاب اول كم نشده، همه سال بايد زكات آن را بدهد.
(مسأله ١٩٠٧) زكات طلا و نقره در صورتى واجب مىشود، كه آن را سكه زده باشند، و معامله با آن رواج داشته باشد. و اگر سكه آن از بين هم رفته باشد بايد زكات آن را بدهند.
(مسأله ١٩٠٨) طلا و نقره سكهدارى كه زنها براى زينت به كار مىبرند در صورتى كه رواج معامله با آن باقى باشد، يعنى باز معامله پول طلا و نقره با آن شود، بنابر احتياط زكات آن واجب است. ولى اگر رواج معامله با آن باقى نباشد زكات واجب نيست.
(مسأله ١٩٠٩) كسى كه طلا و نقره دارد، اگر هيچ كدام آنها به اندازه نصاب اول نباشد، مثلا (١٠٤) مثقال نقره و (١٤) مثقال طلا داشته باشد، زكات بر او واجب نيست.
(مسأله ١٩١٠) چنان كه سابقا گفته شد زكات طلا و نقره در صورتى واجب مىشود كه انسان يازده ماه مالك مقدار نصاب باشد، و اگر در بين يازده ماه طلا و نقره او از نصاب اول كمتر شود، زكات بر او واجب نيست.
(مسأله ١٩١١) اگر در بين يازده ماه طلا و نقرهاى را كه دارد با طلا يا نقره يا چيز ديگر عوض نمايد، يا آنها را آب كند، زكات بر او واجب نيست ولى اگر براى فرار از دادن زكات اين كارها را بكند احتياط مستحب آنست كه زكات را بدهد.
(مسأله ١٩١٢) اگر در ماه دوازدهم پول و طلا و نقره را آب كند، بايد زكات آنها را بدهد، و چنانچه بواسطه آب كردن، وزن يا قيمت آنها كم شود بايد