تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦ - كدام معبودان در دوزخند؟
هنگامى كه او دوزخى باشد، خدايان ما كه از او بالاتر نيستند!.
ولى بدان آنها حقيقت را مىدانند" و اين مثل را جز از روى جدال براى تو نزدهاند" (ما ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا).
" بلكه آنها گروهى كينهتوز و پرخاشگرند"، و براى جلوگيرى از حق به باطل متوسل مىشوند (بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ) [١] آنها به خوبى مىدانند تنها معبودانى وارد دوزخ مىشوند كه راضى به عبادت عابدان خود بودند، همچون فرعون كه آنها را به عبادت خود دعوت مىنمود، نه مانند مسيح ع كه از عمل آنها بيزار بوده و هست.
" و او را نمونه و الگويى براى بنى اسرائيل قرار داديم" (وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرائِيلَ).
تولدش از مادر بدون پدر آيتى از آيات خدا بود، سخن گفتنش در گاهواره آيت ديگر، و معجزاتش هر يك نشانه بارزى از عظمت خداوند و مقام نبوت او بود.
او در تمام عمرش به مقام عبوديت پروردگار اعتراف داشت، و همه را به عبوديت او دعوت كرد، و همانگونه كه خودش مىگويد:" ما دام كه در ميان امت بود اجازه انحراف از مسير توحيد به كسى نداد"، بلكه خرافه الوهيت مسيح ع يا تثليث را بعد از او به وجود آوردند [٢]
[١]" خصمون" جمع" خصم" (بر وزن فطن) به معنى كسى است كه بسيار خصومت و مجادله مىكند.
[٢] در تفسير آيات فوق احتمالات ديگرى دادهاند كه در مجموع هيچكدام با محتواى آيات سازگار نيست:
١- بعضى گفتهاند منظور از" مثلى" كه مشركان زدند اين است كه آنها بعد از ذكر مسيح و سرگذشت او در آيات قرآن گفتند محمد زمينهسازى مىكند كه ما را به عبوديت خود دعوت كند! قرآن در مقام دفاع از پيامبر (ص) مىگويد: نه مسيح مدعى الوهيت بود و نه او مدعى خواهد بود.
٢- بعضى ديگر گفتهاند منظور از" مثل" در آيات فوق تشبيهى است كه خداوند در آيه ٥٩ سوره آل عمران در مورد مسيح و آدم ذكر كرده آنجا كه مىفرمايد:" إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ": مثل عيسى نزد خداوند همچون آدم است كه او را از خاك آفريد، سپس فرمود موجود باش، و او موجود شد" (اگر عيسى بدون پدر متولد شد جاى تعجب نيست آدم بدون پدر و مادر به فرمان خدا از خاك تولد يافت).
٣- بعضى ديگر احتمال دادهاند كه منظور از" مثل" گفتار مشركان بود كه مىگفتند وقتى مسيحيان حضرت مسيح را پرستش كنند معبودان ما كه از او برترند چرا لايق پرستش نباشند؟.
ولى توجه در خصوصياتى كه در آيات فوق مطرح شده نشان مىدهد كه هيچيك از اين تفسيرهاى سهگانه درست نيست زيرا آيات به خوبى نشان مىدهد كه اولا مثل از ناحيه مشركان بوده، ثانيا مطلبى بوده است جنجال برانگيز، و از نظر آنها خندهدار، ثالثا چيزى بوده كه بر خلاف مقام عبوديت مسيح (ع) بوده است، و رابعا هدف آنها را كه جدال بر سر يك امر دروغين بوده است تامين مىكرد، و اين ويژگيها تنها با تفسيرى كه در متن گفتيم سازگار است نه با غير آن.