تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - تفسير آنچه را بر تو وحى شده محكم بگير
امروز كه طرفدار تثليثند) باز دم از توحيد مىزنند، و مىگويند تثليث ما با توحيد كه آئين همه انبيا است منافاتى ندارد! و به اين ترتيب مراجعه به اين امتها براى ابطال دعوى مشركان كافى است.
ولى جمعى از مفسران احتمال ديگرى در تفسير آيه با الهام از بعضى از روايات دادهاند [١] و آن اينكه سؤال كننده شخص پيغمبر ص و سؤال شونده خود انبياى پيشين هستند، سپس افزودهاند كه اين موضوع در شب معراج تحقق يافت، چرا كه پيامبر ص با ارواح انبياى پيشين تماس گرفت، و براى تاكيد امر توحيد اين سؤال را مطرح نمود، و پاسخ شنيد.
بعضى نيز افزودهاند كه در غير شب معراج هم اين ارتباط براى پيامبر ص ممكن بوده، چرا كه فاصلههاى زمانى و مكانى در ارتباط پيامبر اسلام ص با ارواح انبيا هرگز مانعى ايجاد نخواهد كرد، و آن بزرگوار در هر لحظه و هر مكان مىتوانست با آنها ارتباط گيرد.
البته اين تفسيرها هيچ مشكل عقلى ندارد، ولى از آنجا كه هدف از آيه نفى مذهب مشركان است نه آرامش روح پيامبر ص، چرا كه پيامبر ص در مساله توحيد چنان غرق بود و از شرك بيزار كه نيازى به سؤال نداشت، و براى استدلال در مقابل مشركان تماس روحانى پيامبر ص با ارواح انبياى پيشين قانع كننده نبود، لذا تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد، و تفسير دوم ممكن است اشاره به بطون آيه باشد نه ظاهر آن، چرا كه آيات قرآن ظاهرى دارد و بطونى.
اين موضوع نيز قابل توجه است كه از ميان نامهاى خداوند در آيه فوق
[١] اين روايت در تفسير" قرطبى" و تفسير" فخر رازى" و" مجمع البيان" از ابن عباس نقل شده است، و در تفسير" نور الثقلين" دو روايت مفصل در اين زمينه از كتاب" احتجاج" و" تفسير على بن ابراهيم" نقل شده است (به جلد ٤ صفحه ٦٠٥ تا ٦٠٧ مراجعه شود).