تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - نكته پاسخ به دو سؤال مهم
نيست، اما هرگز وجود اين تفاوتها نبايد بهانهاى براى استثمار انسان به وسيله انسان گردد، همه بايد آزاد باشند كه نيروهاى خلاق خود را به كار گيرند و نبوغ خود را شكوفا سازند و از نتائج فعاليتهاى خود بى كم و كاست بهره گيرند، و در مورد نارساييها بايد آنها كه قدرت دارند براى بر طرف ساختن آن بكوشند.
و اما در مورد سؤال دوم كه چگونه ممكن است با وجود معين بودن روزى شعله جهاد و تلاش و كوشش را روشن نگاهداشت؟ اشتباه از اينجا پيدا شده كه گاه گمان كردهاند خداوند براى تلاش و كوشش انسان هيچ نقشى قائل نشده است.
درست است كه خداوند استعدادها را براى فعاليتهاى مختلف به طور متفاوت آفريده، و درست است كه عواملى بيرون از اراده انسان در مسير زندگى او مؤثر است، ولى با اينحال يكى از عوامل بنيادى را نيز تلاش و كوشش او قرار داده است و با بيان اصل أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى (نجم- ٣٩) اين مطلب را روشن ساخته كه بهره انسان در زندگى ارتباط نزديكى با سعى و تلاش او دارد.
به هر حال نكته باريك و دقيق اينجاست كه انسانها همچون ظروف يك دستى نيستند كه در يك كارخانه ساخته مىشود، يك شكل، يك نواخت، يك اندازه، و با يك نوع فايده، و اگر چنين بود حتى يك روز هم نمىتوانستند با هم زندگى كنند.
و نه مانند پيچ و مهرههاى يك ماشين هستند كه سازنده و مهندسش آن را تنظيم كرده و به طور اجبارى به كار خود ادامه دهند، بلكه هم آزادى اراده دارند، و هم مسئوليت و وظيفه، در عين تفاوت استعدادها و شايستگيها، و اين معجون خاصى است كه انسانش مىنامند، و خردهگيريها و ايرادها غالبا از عدم شناخت اين انسان سرچشمه مىگيرد.
كوتاه سخن اينكه خداوند هيچ انسانى را بر انسانهاى ديگر در تمام جهات