تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤ - نكته پيامبر اسلام اسطوره صبر و استقامت بود
و اين است راه و رسم مبارزه با شياطين و اهريمنان و طريق پيروزى بر آنان و نيل به اهداف بزرگ الهى.
با اينحال چگونه عافيتطلبان مىخواهند بدون شكيبايى و تحمل رنج و درد به اهداف بزرگ خود نائل شوند؟
چگونه مسلمانان امروز در برابر اينهمه دشمنانى كه كمر به نابودى آنها بستهاند مىخواهند بدون الهام گرفتن از مكتب اصيل پيغمبر اسلام ص پيروز شوند؟
مخصوصا رهبران اسلامى بيش از همه مامور به اين برنامهاند چنان كه در حديثى از امير مؤمنان على ع آمده است:
ان الصبر على ولاة الامر مفروض لقول اللَّه عز و جل لنبيه: فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ، و ايجابه مثل ذلك على اوليائه و اهل طاعته، بقوله: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
:" صبر و استقامت بر رهبران و زمامداران فريضه است، زيرا خداوند به پيامبرش فرموده: فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ و همين معنى را بر دوستان و اهل طاعتش نيز فرض كرده است، چرا كه مىگويد: براى شما در زندگى پيامبر تاسى نيكويى بود (و شما نيز بايد همگى به او اقتدا كنيد) [١]
[١]" احتجاج طبرسى" مطابق نقل نور الثقلين جلد ٥ صفحه ٢٣.