تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٦ - شان نزول
بعضى ديگر شان نزولى از ابن عباس نقل كردهاند كه با شان نزول سابق شباهت دارد، با اين تفاوت كه" پيامبر ص مشغول نماز صبح بود، و در آن تلاوت قرآن مىكرد، گروهى از جن كه در حال تحقيق و جستجو بودند، و قطع اخبار آسمان آنان را به وحشت افكنده بود، صداى تلاوت قرآن پيامبر ص را شنيدند و گفتند: علت قطع اخبار آسمان از ما همين است، اينجا بود كه سوى قوم خود بازگشتند و آنها را به اسلام دعوت كردند" [١] مرحوم" طبرسى" در" مجمع البيان" شان نزول سومى در اينجا آورده كه مساله را با داستان سفر پيامبر ص به طائف مربوط مىسازد و خلاصه آن چنين است:
" بعد از وفات ابو طالب كار بر پيامبر ص سخت شد به سوى طائف رفت شايد يارانى پيدا كند، اشراف طائف شديدا از در تكذيب درآمدند، و آن قدر از پشت سر به پيامبر سنگ زدند كه خون از پاهاى مباركش جارى شد، خسته و ناراحت به كنار باغى آمد، و در سايه درخت نخلى نشست، در حالى كه خون از پاهاى مباركش مىريخت.
باغ متعلق به" عتبة بن ربيعه" و" شيبة بن ربيعة" دو نفر از ثروتمندان قريش بود، پيامبر از مشاهده آنها ناراحت شد، چون دشمنى آنها را از قبل مىدانست.
آن دو غلامشان" عداس" را كه مردى مسيحى بود با طبقى از انگور خدمت پيامبر ص فرستادند پيغمبر به" عداس" فرمود: از كجايى؟ گفت: از نينوا! فرمود: از شهر بنده صالح خدا" يونس"؟" عداس" گفت: شما از كجا يونس را مىشناسيد فرمود: من رسول خدايم، خداوند به من خبر داده،" عداس" به حقانيت پيامبر ص پى برد، براى خدا سجده كرد و پاى پيامبر ص را بوسه داد.
[١] اين حديث را كه ما به طور خلاصه آورديم در صحيح" بخارى" و" مسلم" و مسند" احمد" مشروحا آمده است (مطابق نقل" فى ظلال" جلد ٧ صفحه ٤٢٩).