تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧ - تفسير آن روز كه اعمال سوء انسان آشكار مىشود
مفهوم قيامت براى آنها پيچيده نبود، و اگر شكى داشتند تنها نسبت به وجود آن بود، نشان مىدهد كه آنها در مقام استكبار و بىاعتنايى بودند، و اگر روح حقطلبى مىداشتند هم ماهيت روز قيامت امر روشنى بود هم دليل بر وجود آن.
و از اينجا پاسخ سؤالى كه در اينجا مطرح شده كه اگر آنها به راستى در شك و ترديد بودند مسئوليت و گناهى ندارند، روشن مىشود، چرا كه اين شك و ترديد نه بخاطر عدم وضوح حق بود، بلكه از مساله كبر و غرور و لجاجت و عناد ناشى مىشد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه هدفشان از ضد و نقيضگوئيها سخريه و استهزا بوده است.
زشتيها و بديها تجسم مىيابند، جان مىگيرند، و در برابر آنها آشكار مىشوند، و همدم و همنشين آنها هستند، و دائما آزارشان مىدهند!" و سرانجام آنچه را استهزا مىكردند بر آنها واقع مىشود" (وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ) [١]
[١]" حاق" از ماده" حوق" در اصل به معنى وارد شدن و نازل شدن و اصابت كردن و احاطه نمودن است، بعضى گفتهاند كه اصل آن" حق" (به معنى تحقق يافتن) بوده است كه قاف اول تبديل به واو و سپس به الف شده است!