تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣ - آنها بهترند يا قوم" تبع" ؟!
آرى اين آفرينش عظيم و گسترده هدفى داشته است، اگر به گفته شما مرگ نقطه پايان زندگى است، و بعد از چند روز خواب و خور و شهوت و اميال حيوانى، زندگى پايان مىگيرد، و همه چيز تمام مىشود، اين آفرينش لعب و لغو و بيهوده خواهد بود.
باور كردنى نيست كه خداوند قادر حكيم اين دستگاه عظيم را تنها براى اين چند روز زندگى زودگذر و بىهدف و توأم با انواع درد و رنج آفريده باشد، اين با حكمت خداوند هرگز سازگار نخواهد بود.
بنا بر اين مشاهده وضع اين جهان نشان مىدهد كه مدخل و دالانى است براى جهانى عظيمتر و ابدى، چرا در اين باره انديشه نمىكنيد.
اين حقيقت را قرآن كرارا در سورههاى مختلف بازگو كرده است.
در سوره انبيا آيه ١٦ در همين زمينه مىگويد: وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ.
و در سوره واقعه آيه ٦٢ مىگويد وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ (شما نشاه اولى را مشاهده كرديد چگونه متذكر نمىشويد؟).
به هر حال در صورتى آفرينش اين جهان هدفدار خواهد شد كه جهان ديگرى پشت سر آن باشد، و به همين دليل مكتبهاى الحادى و منكران معاد معتقد به بيهودگى و پوچى آفرينش هستند.
حق بودن اين دستگاه ايجاب مىكند كه هدف معقولى داشته باشد، و آن بدون وجود جهان ديگر ممكن نيست، بعلاوه حق بودن آن اقتضا دارد كه افراد نيكوكار و بدكار يكسان نباشند، و از آنجا كه ما در اين جهان كمتر مشاهده