تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦ - تفسير بخشى از دلائل توحيد
(عنكبوت آيه ٦١، لقمان آيه ٢٥، زمر آيه ٣٨، و زخرف آيه مورد بحث) [١] از يك سو دليل بر فطرى بودن خداشناسى و تجلى نور الهى در سرشت انسانها است.
و از سوى ديگر دليل بر اين است كه مشركان به اين حقيقت كه خالق آسمانها و زمين خدا است معترف بودند، و جز در موارد نادرى براى معبودان خود خالقيت قائل نبودند.
و از سوى سوم اين اعتراف پايهاى است براى ابطال عبوديت بتها، چرا كه شايسته عبادت كسى است كه خالق و مدبر عالم باشد، نه موجوداتى كه هيچ سهمى در اين قسمت ندارند، بنا بر اين اعتراف آنها به خالقيت" اللَّه" دليل دندانشكنى بر بطلان مذهب فاسدشان بود.
تعبير به" عزيز و حكيم" كه بيانگر قدرت مطلقه پروردگار و علم و حكمت او است گر چه يك تعبير قرآنى است ولى مطلبى نبوده كه مشركان منكر آن باشند، چرا كه لازمه اعتراف به خالقيت اللَّه نسبت به آسمان و زمين، وجود اين دو صفت براى خدا است، آنها حتى براى بتهايشان علم و قدرت قائل بودند تا چه رسد به خداوند كه بتها را واسطه ميان خود و او مىدانستند.
نخست از زمين شروع كرده مىفرمايد:" همان خداوندى كه زمين را براى شما گاهواره و محل آرامش قرار داد" (الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً).
واژههاى" مهد و مهاد" هر دو به معنى محلى است كه براى نشستن و خوابيدن
[١] در دو مورد ديگر از قرآن نيز اعتراف آنها به" خالقيت خداوند" نقل شده منتهى در يك مورد در باره نزول باران از آسمان (عنكبوت- ٦٣) و در مورد ديگر خالقيت خداوند نسبت به خود آنها آمده است (زخرف- ٨٧).