تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦ - تفسير اگر پيامبر است چرا دستبند طلا ندارد؟!
مَهِينٌ وَ لا يَكادُ يُبِينُ) [١] و به اين ترتيب دو افتخار بزرگ براى خود (حكومت مصر، و مالكيت نيل) و دو نقطه ضعف براى موسى (فقر، و لكنت زبان) بيان كرد.
در حالى كه موسى هرگز در آن زمان لكنت زبان نداشت، چرا كه خداوند دعاى او را مستجاب كرد و سنگينى زبانش را بر طرف ساخت، چرا كه به هنگام بعثت عرضه داشت وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي (خداوندا گره را از زبان من بگشا) (طه- ٢٧) و مسلما دعايش مستجاب شد و قرآن نيز گواه بر آن است.
نداشتن ثروت فراوان و لباسهاى مجلل و كاخهاى پر زرق و برق كه معمولا از طريق ظلم و ستم بر محرومان حاصل مىشود نه تنها عيب نيست بلكه افتخار است و كرامت و ارزش.
تعبير به" مهين" (پست) ممكن است اشاره به طبقات اجتماعى آن زمان باشد كه ثروتمندان و اشراف قلدر را طبقه بالا، و زحمتكشان كم درآمد را طبقه پست مىپنداشتند، و يا اشاره به نژاد موسى باشد كه از بنى اسرائيل بود، و قبطيان فرعونى خود را آقا و سرور آنها مىپنداشتند.
[١] جمعى" ام" را در جمله بالا" منقطعه" و به معنى" بل" گرفتهاند، و بعضى آن را" متصله" و مربوط به جمله ا فلا تبصرون دانستهاند، و در تقدير چنين است: ا فلا تبصرون ام تبصرون انا خير من هذا ...
[٢]" مقترنين" به معنى متتابعين يا" متعاضدين" آمده، و بعضى گفتهاند اقتران در اينجا به معنى تقارن است.