تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨ - پيامبران اولوا العزم چه كسانى بودند؟
را بررسى كرد، زيرا" اولوا العزم" به معناى صاحبان" عزم" است.
" عزم" به معناى اراده محكم و استوار است،" راغب" در" مفردات" مىگويد: عزم به معنى تصميم گرفتن بر انجام كارى است (عقد القلب على امضاء الامر).
در قرآن مجيد گاهى" عزم" در مورد" صبر" به كار رفته، مانند وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ:" كسى كه صبر كند و عفو نمايد اين از عزم امور است" (شورى ٤٣).
و گاه به معنى" وفاى به عهد" مانند: وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً:" ما به آدم از قبل عهد كرديم، اما او فراموش كرد و بر سر عهد خود نايستاد" (طه- ١١٥).
ولى با توجه به اين كه پيامبران صاحب شريعت جديد و آئين تازه با مشكلات و گرفتارىهاى بيشترى روبرو بودند، و براى مقابله با آن عزم و اراده محكمترى لازم داشتند به اين دسته از" پيامبران"،" اولوا العزم" اطلاق شده است، و آيه مورد بحث نيز ظاهرا اشاره به همين معنا است.
در ضمن اشارهاى است به اين كه پيغمبر اسلام ص نيز از همان پيامبران است، زيرا مىگويد" تو هم شكيبايى كن آن گونه كه پيامبران اولوا العزم شكيبايى كردند".
و اگر بعضى" عزم" و" عزيمت" را به معنى" حكم و شريعت" تفسير كردهاند به همين مناسبت است، و گرنه" عزم" در لغت به معنى شريعت نيامده است.
به هر حال طبق اين معنى" من" در" من الرسل"" تبعيضيه" است، و اشاره به گروه خاصى از پيامبران بزرگ است كه صاحب شريعت بودهاند، همانها كه در آيه ٧ سوره احزاب نيز به آنان اشاره شده: وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ