تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩ - تفسير اى انسان! به مادر و پدر نيكى كن
و لم يتب، و يقول بابى وجه لا يفلح!:
" شيطان دستش را به صورت كسانى كه به چهلسالگى برسند و از گناه توبه نكنند مىكشد و مىگويد پدرم فداى چهرهاى باد كه هرگز رستگار نمىشود"! (و در جبين اين انسان نور رستگارى نيست!) [١] از ابن عباس نيز نقل شده: من اتى عليه الاربعون سنة فلم يغلب خيره شره فليتجهز الى النار!:" هر كس چهل سال بر او بگذرد و نيكى او بر بديش غالب نشود آماده آتش جهنم گردد"! به هر حال قرآن در دنباله اين سخن مىافزايد: اين انسان لايق و با ايمان هنگامى كه به چهلسالگى رسيد سه چيز را از خدا تقاضا مىكند: نخست مىگويد:" پروردگارا! به من الهام ده و توفيق بخش تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشتى بجا آورم" (قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَ) [٢] اين تعبير نشان مىدهد كه انسان با ايمان در چنين سن و سالى هم از عمق و وسعت نعمتهاى خدا بر او آگاه مىگردد، و هم از خدماتى كه پدر و مادر به او كرده است تا به اين حد رسيده، چرا كه در اين سن و سال معمولا خودش پدر يا مادر مىشود، و زحمات طاقتفرسا و ايثارگرانه آن دو را با چشم خود مىبيند، و بىاختيار به ياد آنها مىافتد و بجاى آنها در پيشگاه خدا شكرگزارى مىكند.
در دومين تقاضا عرضه مىدارد:" خداوندا! به من توفيق ده تا عمل صالح بجا آورم، عملى كه تو از آن خشنود باشى" (وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ).
و بالآخره در سومين تقاضايش عرض مىكند:" خداوندا! صلاح و درستكارى
[١] تفسير" روح المعانى" جلد ٢٦ صفحه ١٧.
[٢]" اوزعنى" از ماده" ايزاع" است كه به چند معنى آمده: الهام كردن بازداشتن از انحراف، ايجاد عشق و علاقه، و توفيق.