تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦ - تفسير در آن دادگاه عدل همه به زانو درمىآيند!
ترجمه:
٢٦- بگو خداوند شما را زنده مىكند، سپس مىميراند، بار ديگر در روز قيامت كه در آن ترديدى نيست جمعآورى مىكند، ولى اكثر مردم نمىدانند.
٢٧- مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين براى خدا است و آن روز كه قيامت برپا مىشود اهل باطل زيان مىبينند.
٢٨- در آن روز هر امتى را مىبينى (كه از شدت ترس و وحشت) بر زانو نشسته، هر امتى به سوى كتابش خوانده مىشود و (به آنها مىگويند) امروز جزاى آنچه را انجام مىداديد به شما مىدهند.
٢٩- اين كتاب ماست كه به حق با شما سخن مىگويد (و اعمال شما را بازگو مىكند) ما آنچه را انجام مىداديد مىنوشتيم! ٣٠- اما كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد مىكند، اين پيروزى بزرگ است.
٣١- اما كسانى كه كافر شدند به آنها گفته مىشود مگر آيات من بر شما خوانده نمىشد و شما استكبار كرديد و قوم مجرمى بوديد.
تفسير: در آن دادگاه عدل همه به زانو درمىآيند!
اين آيات در حقيقت پاسخ ديگرى است به سخن دهريين كه منكر مبدأ و معاد بودند و در آيات قبل به گفتار آنها اشاره شد.
نخست مىفرمايد:" بگو: خداوند شما را زنده مىكند، سپس مىميراند بار ديگر حيات مىبخشد و براى حساب در روز قيامت، روزى كه در آن شك و ترديدى نيست جمعآورى مىكند" (قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ).
آنها نه خدا را قبول داشتند و نه روز جزا را، و محتواى اين آيه در حقيقت استدلال براى هر دو قسمت است، چرا كه روى مساله حيات نخستين تكيه شده، و به تعبير ديگر: آنها اصل وجود حيات نخستين و پيدايش موجودات زنده را موجودات بىجان را نمىتوانستند انكار كنند، و اين از يك سو دليلى است براى وجود عقل و علم كل، مگر ممكن است مساله حيات و زندگى با آن نظم شگرف،