تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩ - تفسير كاخها و باغها و گنجها را گذاردند و رفتند!
گريه نكردن آسمان و زمين بر آنها ممكن است كنايه از حقارت آنها و عدم وجود يار و ياور و دلسوز براى آنها باشد، زيرا در ميان عرب معمول است.
هنگامى كه مىخواهند اهميت مقام كسى را كه مورد مصيبتى واقع شده بيان كنند مىگويند:" آسمان و زمين بر او گريه كردند و خورشيد و ماه براى فقدان او تاريك شدند".
اين احتمال نيز داده شد كه منظور" گريستن اهل آسمانها و زمين است" زيرا آنها براى مؤمنان و مقربان درگاه خداوند گريه مىكنند، نه براى جبارانى همچون فرعونيان.
بعضى نيز گفتهاند: گريه آسمان و زمين يك گريه حقيقى است كه به صورت نوعى دگرگونى و سرخى مخصوص (علاوه بر سرخى هميشگى به هنگام طلوع و غروب) خودنمايى مىكند.
چنان كه در روايتى مىخوانيم:
لما قتل الحسين بن على بن ابى طالب (ع) بكت السماء عليه و بكائها حمرة اطرافها:
" هنگامى كه حسين بن على ع شهيد شد آسمان بر او گريه كرد، و گريه او سرخى مخصوصى بود كه در اطراف آسمان نمايان شد"! [١] در روايت ديگرى از امام صادق ع مىخوانيم:
بكت السماء على يحيى بن زكريا، و على الحسين بن على (عليهما السلام) اربعين صباحا، و لم تبك الا عليهما، قلت و ما بكائها قالت كانت تطلع حمراء و تغيب حمراء:
[١]" مجمع البيان" جلد ٩ صفحه ٦٥ (ذيل آيات مورد بحث).