تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - چه كسى قادر بر شفاعت است؟
آيه بعد از شكايت پيامبر در پيشگاه خدا از اين قوم لجوج و بىمنطق سخن گفته، مىفرمايد:" آنها چگونه از شكايت پيامبر در پيشگاه خداوند كه مىگويد:
اى پروردگار من اينها گروهى هستند كه ايمان نمىآورند غافل مىشوند"؟
(وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ).
او مىگويد: من شب و روز با آنها سخن گفتم، از طريق بشارت و انذار وارد شدم، سرگذشت دردناك اقوام پيشين را براى آنها برشمردم، آنها را تهديد به عذاب تو كردم، و تشويق به رحمتت در صورت بازگشت از اين راه انحرافى، خلاصه آنچه در توان داشتم بيان كردم و آنچه گفتنى بود گفتم، اما با اينهمه سخنان گرم من در قلب سرد آنها اثر نگذاشت و ايمان نياوردند، تو مىدانى و آنها [١]
در عين حال اعراض تو به معنى قهر و جدايى توأم با خشونت و پرخاشگرى نباشد
[١] در اينكه" قيله" عطف بر چيست؟ گفتگوى بسيار در ميان مفسران است بعضى آن را معطوف بر الساعة در سه آيه قبل مىدانند، بنا بر اين مفهوم جمله چنين مىشود:" خدا از قيامت آگاه است و از شكايت پيامبر نسبت به كفار" بعضى ديگر آن را معطوف بر" علم الساعة" دانستهاند (با اين قيد كه علم قبل از" قيله" به عنوان مضاف محذوف در تقدير است) كه تفاوت چندانى از نظر معنى با تفسير اول ندارد و جمعى و او را واو قسم دانستهاند و احتمالات ديگرى كه نقل همه آنها به طول مىانجامد، در اينجا احتمال ديگرى است كه شايد از همه آنچه در اين زمينه گفته شده است بهتر باشد و آن اينكه معطوف بر محذوف جمله" انى يؤفكون" است، و در تقدير چنين مىشود: انى يؤفكون عن عبادته و عن قيله يا رب ان هؤلاء قوم لا يؤمنون:" آنها چگونه از عبادت خداوند منحرف مىشوند و چگونه شكايت پيامبر را از اين قوم بىايمان ناديده مىگيرند".