تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - تفسير آنها كه در باره مسيح غلو كردند
و در پايان آيه مىافزايد:" اكنون كه چنين است و محتواى دعوت من اين است تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد" (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ).
قابل توجه اينكه كلمه" رب" را دو بار در اين آيه تكرار مىكند، يك بار در مورد خود، و يك بار در مورد مردم، تا روشن سازد من و شما يكسانيم، و پروردگار شما و من يكى است.
من نيز در تمام وجود و هستيم همانند شما نيازمند به خالق و مدبرى هستم، او مالك من و راهنماى من است.
و براى تاكيد بيشتر اضافه مىكند:" اكنون كه چنين است او را پرستش كنيد" (فَاعْبُدُوهُ).
چرا كه غير او لايق پرستش نيست، همه مربوبند و او رب است، و همه مملوكند و او مالك.
باز هم سخن خود را با جمله ديگرى تاكيد مىكند تا جاى هيچ بهانهاى باقى نماند مىگويد" اين است صراط مستقيم" (هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ) [١] آرى راه راست همان راه عبوديت و بندگى پروردگار است، راهى است كه انحراف و اعوجاج در آن نيست، همانگونه كه در آيه ٦١ سوره يس آمده است:
وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ:" آيا با شما عهد نكردم كه مرا پرستش كنيد
[١] نظير همين آيه با مختصر تفاوتى در سوره مريم آيه ٣٦، و سوره انعام آيه ٥١، آمده است، و تكرار اين معنى تاكيدى است بر اين حقيقت كه عيسى در مورد عبوديت خود به همه آنها اتمام حجت كرد.