سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - سير و سلوك
به معناى حركت كردن، و «سلوك» درنورديدن راه است. مثل اينكه از عالم مادّه حركت كنيم، و به سمت قرب الى اللَّه برويم، و به جايى برسيم كه خدا از ما و ما از خداوند راضى شويم. به نقطهاى برسيم كه بزرگترين و مهمترين مسأله زندگى ما، جلب رضاى پروردگار باشد. به مرحلهاى گام نهيم كه رضا و خشم ما هماهنگ با رضا و خشم خداوند متعال گردد.
بدون شك اگر در مسير سير و سلوك گام نهيم، و با جديّت و خلوص در اين راه تلاش كنيم، سرانجام به مقصد خواهيم رسيد. همانگونه كه در آيه ششم سوره انشقاق مىخوانيم:
« «يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ»؛ اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مىروى، و او را ملاقات خواهى كرد!».
دانشمندان سير و سلوك هركدام برنامه خاصّى براى اين سفر الهى پيشنهاد نموده، كه مقصد در تمام اين برنامهها يكى است، هر چند مسيرها متفاوت است. ضمناً ما معلّم اخلاقى را مىپذيريم، و روش تربيتى و اخلاقى را قبول داريم كه از كتاب و سنّت گرفته شده باشد. بنابراين، راهها و برنامههاى انحرافى كه از سوى برخى مدّعيان سير و سلوك، نظير صوفيّه، ارائه مىشود، كه با معارف دينى سازگارى ندارد، و سالك را نه تنها به مقصد نمىرساند، بلكه از خدا دور مىكند، مردود است. چرا كه اساس تصوّف و صوفىگرى يك عقيده التقاطى و وارداتى است. زيرا هنگامى كه اقوام و ملل مختلف به اسلام مىگرويدند، بعضاً افكار و عقايد سابق خود را با دستورات اسلامى مىآميختند، و مذاهب جديدى مىساختند. برخى از هندوها و يونانيان پس از پذيرش اسلام افكار صوفىگرى خود را با دستورات اسلامى آميخته، و فرقه منحرف صوفيّه را تشكيل داده، و راه و روشهاى خاصّى جهت تهذيب نفس ارائه دادند، كه با مخالفت بزرگان و رهبران دين نوپاى اسلام، از جمله امام صادق عليه السلام مواجه شد. امام ششم عليه السلام در روايات متعدّد افكار آنان را تخطئه و مردود اعلان كرد. [١]
[١]. مشروح عقايد صوفيّه و انحرافات آنان را در كتاب جلوه حق نوشتهايم.