سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٧ - شرح و تفسير
خورشيد از آنجا طلوع مىكند با تمام نقاطى كه در روزهاى ديگر سال طلوع مىكند، متفاوت است. همچنين نسبت به نقطه غروب آفتاب؛ يعنى يا بالاتر از مدار ديروز و روزهاى گذشته و آينده است، و يا پايينتر از آن.
بنابراين مدارات طلوع و غروب خورشيد به تعداد روزهاى سال متفاوت است، و در طول سال ٣٦٥ مغرب و مشرق داريم. و لذا تعبير به مشارق و مغارب تعبير ظريف و دقيقى است.
ضمناً اين تعبير، يك نكته توحيدى دارد، و يك نكته مربوط به معاد؛ امّا درس توحيدى آن اينكه اگر مشرقها و مغربها نبود، و به يكباره فصول سال تغيير مىكرد، يعنى هواى گرم تابستان در يك لحظه تبديل به هواى سرد زمستان مىشد و بالعكس، بسيارى از مردم نابود و يا بيمار مىشدند، همانگونه كه اگر انسان از حمام آب گرم به ناگاه زير آب بسيار سردى برود، سلامتىاش به خطر مىافتد. امّا خداوند متعال براى حفظ سلامت و تأمين سعادت بشر اين انتقال را به صورت تدريجى قرار داد، تا خطرات مذكور موجودات زنده را تهديد نكند. چرا كه خالق حكيم مىدانست انتقال ناگهان و دفعى فصول چه آثار نامطلوبى بر انسان و ديگر موجودات مىگذارد.
امّا درس مربوط به معاد اينكه: خدايى كه مىتواند فصول را به جاى اوّل آن باز گرداند، و پس از تمام شدن فصل بهار و تابستان، و شروع فصل پائيز و خزان، و در پى آن زمستان و مرگ طبيعت، دوباره بهار را مىآورد و همه چيز زنده مىشود، همان خدا قادر بر خلقت و آفرينش مجدّد انسان نيز خواهد بود.
نتيجه اينكه تعبير به «رَبُّ الْمَشارِقِ وَالْمَغارِبِ» نكته علمى مهمّى دارد، كه به نوعى اعجاز علمى قرآن محسوب مىشود، و حاوى دو نكته درباره توحيد و جهان آخرت است. البتّه براى كسانى كه در آيات قرآن تدبّر و تفكّر و انديشه كنند، و به سادگى از كنار آن نگذرند.
و امّا تعبير به «رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ» بدين جهت است كه خورشيد در مدارات مختلف خود- كه در مباحث قبل شرح آن گذشت- به سمت بالاى كره زمين