سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣ - مقسم له معاد جسمانى
حضرت رسيد، و آنچه را قصد كرده بود عملى كرد. خداوند داستان مذكور را در آيات ٧٨ تا ٨١ سوره يس بدين شكل بيان كرده است:
« «وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِىَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْىِ الْعِظَامَ وَهِىَ رَمِيمٌ* قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِى أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ* الَّذِى جَعَلَ لَكُمْ مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنْتُمْ مِّنْهُ تُوقِدُونَ* أَوَلَيْسَ الَّذِى خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ»؛ و براى ما مثالى زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت: «چه كسى اين استخوانها را زنده مىكند در حالى كه پوسيده است؟!» بگو: «همان كسى آن را زنده مىكند كه نخستين بار آن را آفريد، و او به هر مخلوقى داناست. همان كسى كه براى شما از درخت سبز، آتش آفريد و شما بوسيله آن، آتش مىافروزيد» آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريد، نمىتواند همانند آنان [/ انسانهاى خاك شده] را بيافريند؟! آرى (مىتواند)، و او آفريدگار داناست».
خداوند متعال در پاسخ آن مرد بيابانى استدلال ساده و در عين حال متقن و قانع كنندهاى كرده است، مىفرمايد: آفرينش ابتدايى انسان، كه كارى سختتر بود توسّط ما انجام گرفت، آفرينش دوباره انسان كه كار سختى نيست. كسى كه وسيلهاى اختراع مىكند، آيا نمىتواند پس از اوراق كردن آن، دوباره همانندش را بسازد؟!
اينگونه آيات كه دلالت بر معاد جسمانى مىكند، هر چند در گذشته روشن بود، امّا امروز در سايه تحوّلات شگرف علمى كه در دانش شبيهسازى و كلونيسم رخ داده، روشنتر شده است. بدن انسان ميلياردها سلول دارد، سلولهايى كه بسان آجرهاى يك ساختمان عظيم است. با استفاده از دانش شبيهسازى مىتوان هر يك از اين سلولها را تبديل به يك انسان كرد.
بنابراين، اگر تمام انسانهاى روى كره زمين نابود شوند و تنها يك انسان باقى بماند، مىتوان با استفاده از سلولهاى او ميلياردها انسان ديگر پرورش داد! و اين كار نسبت به حيوانات صورت پذيرفته، و موفّقيّتآميز بوده است. هر چند نسبت به انسان بخاطر اصول اخلاقى ممنوع است، وعقلاى جهان آن را تحريم كردهاند، امّا