سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤ - جهاد قانون طبيعت
جهت در آمادگى كامل باشند. امّا نه براى جنگ و خونريزى، بلكه براى اينكه فكر جنگ و كشتار را از سر دشمنان بيرون كنند. قرآن به ما مىآموزد كه ابزار و آلات جنگى، آمادگى رزمى، سياسى، اجتماعى، نظامى، همه و همه، براى جلوگيرى از جنگ است، نه اقدام به جنگ و درگيرى.
كشور ما در سايه عمل به اين آيه شريفه فكر حمله را از سر دشمنان خود بيرون كرده است. آنان كه به افغانستان هجوم بردند، و عراق را به آتش كشيدند، نقشه حمله به ايران را نيز در سر مىپروراندند. امّا آمادگى نيروهاى دفاعى ما در بسيج و سپاه و ارتش و نيروى انتظامى و نيروهاى مردمى، اجازه چنين جسارتى به آنها نداده و نخواهد داد. همانگونه كه عدم آمادگى دفاعى دو كشور عراق و افغانستان باعث حمله به آنان شد.
آيه بعد (٦١ سوره انفال) مىگويد: اگر دشمن خيرهسرى كرد، و عليرغم توان نظامى لشكريان اسلام، دست به حمله زد و پس از شروع جنگ با دفاع دليرانه سربازان رشيد و سلحشور اسلام (آنها كه براى معامله با خداوند متعال گوى سبقت را از يكديگر ربوده، و جان خود را بر كف گرفته، و بىمحابا بر قلب دشمن يورش مىبرند) روبهرو شد و به اشتباه خود در جنگ با سربازان اسلام پى برد، و تمايل به صلح نشان داد، با آتش بس موافقت كنيد:
« «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»؛ اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز از در صلح در آى و بر خدا توكّل كن، كه او شنوا و داناست».
بنابراين اسلام جهاد را به عنوان نيروى بازدارنده دشمن از نبرد و خونريزى قرار داده، و چنانچه بر اثر خيره سرى دشمن مسلمانان مجبور شوند دست به اسلحه ببرند، اين كار تنها در حدّ ضرورت جايز است. و هر زمان دشمن از كار خود پشيمان گرديد و واقعاً طالب صلح بود بايد دست از جهاد كشيد و صلح كرد.
نتيجه اينكه جهاد از منظر اسلام خشونت و خونريزى و كشتار و ويرانى و قتل و غارت نيست، بلكه در حقيقت سيستم دفاعى قوى و مستحكمى است كه همچون