سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - حساب و كتاب در همه چيز
قرار مىدهد! جشن عروسى برگزار مىشود. چند صباحى بخوبى زندگى مىكنند، عشق و علاقه اوّليّه كم كم فروكش كرده، و پس از مدّتى به سردى مىگرايد. اختلافات شروع مىشود، و با گذشت زمان آتش اختلافات شعلهور مىگردد، و بالاخره كار به جايى مىرسد كه درخواست طلاق مىدهند. قاضى جهت تقويم مهريّه، عاقلانه برخورد كرده، با يك گل فروش تماس مىگيرد، و قيمت يك شاخه گل رز را مىپرسد، گل فروش قيمت آن را سيصد تومان اعلام مىكند. حاصلضرب سيصد تومان در پانصد هزار شاخه گل، ١٥٠ ميليون تومان مىشود! قاضى به داماد دستور مىدهد مبلغ يكصد و پنجاه ميليون تومان به عروس بپردازد، و سپس بنشيند و ماهها از روى ديوان شمس تبريزى با خط خود نسخهاى بنويسد و به عروس بدهد، تا از زيربار مهريّه خلاص شود!
خوانندگان محترم! اگر اين جوان از ابتداى دوستى و سپس زندگى با آن دختر اهل حساب و كتاب بود، و گرفتار افراط و زيادهروى نمىشد، و در مسير اعتدال حركت مىكرد؛ هرگز دچار چنين مشكل بزرگى نمىشد؟
باز هم پاى سخنان مولاى متّقيان على عليه السلام بنشينيم، و معيار و ملاك دوستىها و دشمنىهاى خود را در امور مختلف زندگى از جمله ازدواج، از زبان مبارك آن حضرت بشنويم. فرمودند:
«احْبِبْ حَبيبَكَ هَوْناً ما فَعَسى انْ يَكُونَ بِغيضُكَ يَوْماً ما، وَ ابْغِضْ بَغيضِكَ هَوْناً ما فَعَسى انْ يَكُونَ حَبيبُكَ يَوْماً ما
؛ دوستت را به صورت معتدل دوست بدار، زيرا ممكن است روزى دشمن تو شود (و دوستى افراطى سابق سبب زيانهايى گردد.) و دشمنت را نيز بصورت معتدل دشمن دار، زيرا ممكن است روزى دوستت شود (و شرمنده شوى)». [١]
مؤمن، عاقل و هوشيار است، و فقط زمان حال را نمىبيند. تنها به لحظه سفره عقد و خوشحالى آن لحظات زودگذر دل نمىبندد، و بدون تفكّر و انديشه به هر شرط و
[١]. بحارالانوار، ج ٧١، ص ١٧٧.