سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - پيامهاى سوگندهاى پنجگانه
هنگامى كه مادر پستان را به دهان نوزادش مىگذارد، گويا تمام دنيا را به او داده است، و هنگامى كه از او جدا مىكند با تمام وجود گريه مىكند، گويا تمام هستى خود را از دست داده است.
با اين حال مرگ براى حضرت آنقدر شيرين است كه آن را محبوبتر از پستان مادر نسبت به طفل شيرخوار توصيف مىكند.
اين نوع بينش نسبت به مرگ، نتيجه اعمال صالح و آينده روشن انسان است.
جنگ احد، ميدان بسيار خطرناكى بود، و تنها نبردگاهى بود كه مسلمانان شكست خوردند. زيرا پيروزى اوّليّه بر اثر تخلّف عدّهاى از سربازان اسلام تبديل به شكست سختى شد. شكستى كه حاصل آن شهادت هفتاد تن از افسران و سربازان رشيد اسلام بود. افسرى همچون حمزه سيّدالشّهدا، كه به بدترين وجه او را به شهادت رساندند؛ شكمش را پاره كردند، جگرش را بيرون آوردند، و حتّى قصد خوردن آن را داشتند (كه به لطف و عنايت پروردگار موفّق بر اين كار نشدند) و حتّى گوش و بينى آن حضرت را قطعه قطعه كردند! اكنون كه انسان به مدينه منوّره مشرّف مىشود، و به زيارت مرقد مطهّر و بىچراغ حمزه مىرود، و آن صحنهها را تصوّر مىكند، عليرغم گذشت هزار و چهارصد سال از آن واقعه، احساس مىكند كه قلبش فشرده شده، و از آن همه قساوت و سنگدلى متأثّر مىگردد.
پس از پايان جنگ، و بازگشت كفّار و مشركان به مكّه، على عليه السلام كه تنها شخصى بود كه تا آخرين لحظه از پيامبر صلى الله عليه و آله دفاع كرد، با حالت غم و اندوه خدمت آن حضرت رسيد. پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: على! چرا اندوهگين هستى؟ على عليه السلام عرض كرد: چطور غمگين نباشم، در حالى كه حمزه و ديگر سربازان به فيض بزرگ شهادت نائل شدند، و اين توفيق نصيب من نشده است. على عليه السلام نه تنها از مرگ نمىترسد، و آن را كريه و بدمنظر نمىداند، بلكه به استقبال آن مىرود، و از اينكه شهادت نصيبش نشده گله و شكايت مىكند.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«ابْشِرْ فَانَّ الشَّهادَةَ مِنْ وَرائِكَ
؛ على جان به تو بشارت مىدهم كه