سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - روح نباتى، حيوانى و انسانى
سراغ داريد كه واجد اين صفات سه گانه يا حداقل يكى از آنها باشد؟! اگر بشر حقيقت روح حيوانى را درك كرده بود، آيا نمىتوانست مانند آن را خلق كند؟
قرآن مجيد چهارده قرن پيش خطاب به انسانها فرمود:
« «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَاباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ»؛ كسانى را كه غير از خدا مىخوانيد، هرگز نمىتوانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار دست به دست هم دهند». [١]
و اكنون نيز بشر با تمام پيشرفت و دانشى كه دارد، قادر بر آفرينش يك مگس نيست، چرا كه از درك حقيقت و ماهيّت روح حيوانى عاجز است. و بر فرض كه بتواند جسم او را بسازد نمىتواند روحش را بيافريند، و آن جسم بسان كالبد بىروحى خواهد شد كه حسّ و حركت و رشد و نموّ و توليد مثل نخواهد داشت.
در مسأله شبيهسازى، انسان فقط قلمه زنى مىكند، و سلولى را پرورش مىدهد، نه اينكه روحى در آن بدمد. زيرا سلول زنده و داراى روح را در رحم زنى مىكارد و پرورش مىدهد، تا انسان كاملى گردد.
نتيجه اينكه روح آدمى با عظمتترين مخلوق پروردگار است. و لهذا خداوند آن را به خود نسبت داده، و مىفرمايد:
« «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُّوحِي»؛ و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم». [٢]
و به دنبال اين كار بزرگ و با ارزش بر خود آفرين مىگويد، آنجا كه مىفرمايد:
«فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ». [٣]
تعبيرى كه در هيچ جاى قرآن، در مورد هيچ كار ديگرى به چشم نمىخورد.
[١]. حج، آيه ٧٣.
[٢]. حجر، آيه ٢٩.
[٣]. مؤمنون، آيه ١٤.