سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٩ - آنچه براى آن قسم ياد شده است
خود چرخيده، و فاصله خود را با ديگر ستارگان از جمله خورشيد حفظ كرده است.
زمين بر اثر حركت دورانىاش تعادلى بين قوّه جاذبه و دافعه خورشيد ايجاد كرده، تا نه از مدار خارج مىشود، و نه جذب خورشيد گردد؛ بلكه همواره در مسير خاص خود حركت كند. آرى! اين سوگندها براى كسانى كه بدانند عظيم و با ارزش است!
آنچه براى آن قسم ياد شده است:
در سوره نجم، براى اثبات نبوّت سوگند ياد شده است؛ توجّه كنيد:
«سوگند به ستارگان هنگامى كه غروب مىكنند، كه هرگز محمد صلى الله عليه و آله منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است. آن حضرت نه گمراه است، و نه متعصّب، و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد، بلكه سخنانش از مشكات وحى سرچشمه گرفته است».
اين آيات به روشنى مىگويد: «رفتار و سيره پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله همچون آيات قرآن حجّت است». با توجّه به اين مطلب، چطور برخى از مسلمانان پس از پيامبر صلى الله عليه و آله به خود جرأت داده، و گفتهاند:
«مُتْعَتانِ كانَتا مَشْرُوعَتَيْنِ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ وَ انَا انْهي عَنْهُما، مُتْعَةُ الْحَجِّ وَ مُتْعَةُ النِّساءِ
؛ دو نوع متعه در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله مشروع و جايز بود، ولى من از آنها نهى مىكنم: حج به صورت تمتّع و ازدواج موقّت». [١]
مگر نه اينكه پيامبر از روى هوا و هوس سخن نمىگفت؟ مگر نه اينكه حضرت رسول تمام احكام را بر اساس وحى الهى بيان مىكرد؟ پس چگونه اين افراد به خود اجازه دادند احكامى را كه پيامبر اعظم وضع كرده، تغيير دهند و حلال خدا را حرام كنند؟ زشتتر از اين، مطلبى است كه در كتاب صحيح بخارى آمده است. توجّه كنيد:
ابن عباس مىگويد: هنگامى كه بيمارى پيامبر اسلام شدّت گرفت، فرمود:
«ائتُونى بِكِتابٍ أكْتُبُ لَكُمْ كِتاباً لاتَضِلُّوا بَعْدَهُ
؛ كاغذى بياوريد، تا وصيتنامهاى بنويسم كه پس از آن گمراه نشويد». [٢]
[١]. شيعه پاسخ مىگويد، ص ١٢٨.
[٢]. صحيح بخارى، ج ١، ص ٦٥ (باب كتابة العلم، ح ٥٥).