بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠ - طايفه أول روايات حيل
يعنى يونس شيبانى، از نظر علم رجال فرد گمنام و مجهولى است و عدالت و وثاقت او براى ما ثابت نيست.
و ثانيا صالح بن عقبه، كه در سند حديث واقع شده، مشترك است و همه آنها مجهول الحال هستند، بنابراين روايت فوق ضعيف السّند است.
امّا از جهت دلالت خوب است و درست در مقابل جواز حيلههاى شرعى رباست و آن را نفى مىكند، ولى به هر حال اين روايت مؤيّد بحث ماست، نه دليل اصلى.
ج: از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمودند: «لا ترتكبوا ما ارتكبت اليهود فتستحلّوا محارم اللّه بادنى الحيل؛ مبادا آنچه را يهوديان مرتكب شدهاند انجام دهيد؛ تا محرّمات الهيّه را به كوچكترين حيلههاى شرعى، حلال بشمريد!» [١]
سند اين روايت اگر چه از نظر ما معتبر نيست، ولى جمعى از بزرگان اهل سنّت، مانند ترمذى و ابن كثير آن را معتبر مىدانند. [٢]
روايت فوق، بر خلاف دو روايت گذشته، كه در خصوص ربا بود، عام است و تمام حيلهها را در سراسر فقه شامل مىشود.
به هر حال اين سه روايت، با روايات حيلههاى ربا تعارض دارد، و هنگامى كه به يكديگر ضميمه شود، براى اثبات مقصود كافى است.
[١]. سنن ابن ماجه، كتاب الزّهد، باب ٣٩؛ (به نقل از كتاب حيلههاى شرعى ناسازگار با فلسفه فقه، صفحه ٢٨٤).
[٢]. حيلههاى شرعى ناسازگار با فلسفه فقه، صفحه ٢٨٥.