بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١ - دليل دوم قول مشهور روايات خاصّه
به تو سودى مىدهم، سپس طلبكار (وام ديگرى به او مىدهد و) مرواريدى كه قيمت آن هزار درهم است، به ده هزار درهم، يا بيست هزار درهم به او مىفروشد (تا اصل وام و پول مرواريد را چند ماه ديگر بپردازد. آيا اين معامله و وام صحيح است؟) امام فرمودند: اشكالى ندارد».
در روايت ديگرى مضمون همين حديث آمده است، و به دنبال آن امام مىفرمايد: «پدرم به من دستور داد چنين كارى را انجام دهم و من اين كار را كردم!» و در جاى ديگرى امام فرمود: «اگر طلبكار پيراهنى كه قيمت آن ده درهم است به بيست درهم، يا انگشترى كه يك درهم ارزش دارد، به ده درهم بفروشد، در صورتى كه داراى نگينى باشد، اشكالى ندارد و ربا محسوب نمىشود.» [١]
روايت فوق از كتاب فقه الرّضا نقل شده است، در مورد اين كتاب، بين علما اختلاف است، كه آيا يك كتاب فقهى است، كه يكى از فقها مثل مرحوم صدوق رحمة اللّه طبق متون روايات آن را تنظيم كرده است، يا يك كتاب روايى است كه تمام آن، احاديثى است كه از امام هشتم حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام نقل شده است؟
به نظر مىرسد كه نظريّه اوّل صحيحتر باشد، و يكى از ادلّه آن، همين است كه مكرّر در اين كتاب جمله «روى فى خبر» يا «و فى رواية اخرى» آمده است، و روشن است كه اگر فقه الرّضا كتاب روائى بود معنى نداشت كه امام بگويد: در روايتى چنين آمده است، پس اين يك
[١]. مستدرك الوسائل، جلد ١٣، ابواب احكام العقود، باب ٦، حديث ١.