آفريدگار جهان
(١)
1 ضرورت شناخت خدا
١٥ ص
(٢)
آيا لازم است خدا را بشناسيم؟!
١٩ ص
(٣)
به سوى كمال
٢٠ ص
(٤)
كمال فردى و اجتماعى
٢١ ص
(٥)
كمال فكرى
٢٢ ص
(٦)
كمال اخلاقى
٢٣ ص
(٧)
كمال عملى
٢٦ ص
(٨)
تكامل اجتماع
٢٦ ص
(٩)
مدنيّت بشر
٢٧ ص
(١٠)
مسائل و موانع ذهنى شناخت خدا
٣١ ص
(١١)
مخالفت دانشمندان مادّى
٣١ ص
(١٢)
فطرت
٣٥ ص
(١٣)
فرق عادت و فطرت
٣٦ ص
(١٤)
نظرى به تاريخ
٣٨ ص
(١٥)
يك نكته حسّاس تاريخى
٣٨ ص
(١٦)
دوران ماقبل تاريخ
٣٩ ص
(١٧)
تاريخ انبيا
٤٠ ص
(١٨)
تاريخچه مادّيگرى
٤١ ص
(١٩)
اساس عقايد ماترياليستها
٤٥ ص
(٢٠)
2 روشن ترين دلايل توحيد
٤٧ ص
(٢١)
دليل اوّل برهان نظم
٤٩ ص
(٢٢)
محورهاى اساسى برهان نظم
٤٩ ص
(٢٣)
محور اوّل
٤٩ ص
(٢٤)
محور دوم
٥٢ ص
(٢٥)
چگونه نظم مىتواند نشانه عقل و فكر باشد؟
٥٢ ص
(٢٦)
چند مثال ديگر
٥٤ ص
(٢٧)
نظم در سراسر جهان
٥٥ ص
(٢٨)
چرا بايد درباره نظم عالم فكر كرد؟
٥٦ ص
(٢٩)
سيّارات و ثوابت
٦١ ص
(٣٠)
نظريه بطلميوس
٦١ ص
(٣١)
عظمت منظومه شمسى
٦٧ ص
(٣٢)
خورشيد
٦٧ ص
(٣٣)
عطارد
٦٨ ص
(٣٤)
زهره
٦٨ ص
(٣٥)
زمين
٦٨ ص
(٣٦)
مرّيخ
٦٩ ص
(٣٧)
مشترى
٦٩ ص
(٣٨)
زحل
٦٩ ص
(٣٩)
اورانوس
٧٠ ص
(٤٠)
نپتون
٧٠ ص
(٤١)
پلوتون
٧٠ ص
(٤٢)
حيات در منظومه شمسى
٧٠ ص
(٤٣)
خورشيد
٧١ ص
(٤٤)
ماه
٧١ ص
(٤٥)
عطارد
٧١ ص
(٤٦)
زهره
٧٢ ص
(٤٧)
مشترى
٧٢ ص
(٤٨)
مرّيخ
٧٢ ص
(٤٩)
ويژگى ستارگان و سيّارات
٧٣ ص
(٥٠)
1 ديده شدن با چشم
٧٣ ص
(٥١)
2 فاصله آنها
٧٣ ص
(٥٢)
نكاتى از عظمت عالم بالا
٧٤ ص
(٥٣)
تجلّى نظم در جهان بالا
٧٦ ص
(٥٤)
نظريّه نيوتن
٧٦ ص
(٥٥)
نظام آفرينش در جهان كوچك
٧٨ ص
(٥٦)
موجودات كوچك
٧٩ ص
(٥٧)
1 حشرات كوچك
٨٠ ص
(٥٨)
الف) وسيله جنبش و حركت
٨١ ص
(٥٩)
ب) وسيله تبادل مادّه و انرژى
٨١ ص
(٦٠)
ج) توليد مثل
٨٢ ص
(٦١)
د) دستگاه ارتباطى
٨٣ ص
(٦٢)
نتيجه
٨٤ ص
(٦٣)
2 حيوانات ذرّهبينى
٨٥ ص
(٦٤)
باكترىها و ويروسها
٨٦ ص
(٦٥)
حساب تصاعدى
٨٨ ص
(٦٦)
كنترل توليد مثل
٨٩ ص
(٦٧)
اين ميكروبها چه قدر مفيدند؟!
٩٠ ص
(٦٨)
خدمتگزاران نامرئى
٩٠ ص
(٦٩)
ميكروبهاى زيانبخش
٩٢ ص
(٧٠)
نبرد خونين در كشور تن
٩٣ ص
(٧١)
ميكروب خورى
٩٣ ص
(٧٢)
سمپاشى و داروسازى
٩٣ ص
(٧٣)
رشد بدن از دولت سر ميكروبها!
٩٥ ص
(٧٤)
ويروسها
٩٧ ص
(٧٥)
ابعاد ويروسها
٩٧ ص
(٧٦)
نتيجه
٩٧ ص
(٧٧)
3 سر حدّ عالم مادّه
٩٨ ص
(٧٨)
تاريخچه اتم
٩٨ ص
(٧٩)
ساختمان درونى اتم
١٠٠ ص
(٨٠)
ابعاد اتمها
١٠١ ص
(٨١)
يك فضاى خالى هولناك در درون اتم!
١٠١ ص
(٨٢)
سرعت فوق العاده الكترونها!
١٠٢ ص
(٨٣)
تفاوت اتمها
١٠٣ ص
(٨٤)
درسهاى توحيدى اتمها
١٠٤ ص
(٨٥)
1 نظم اتمها
١٠٤ ص
(٨٦)
2 تعادل نيروى جاذبه و دافعه
١٠٥ ص
(٨٧)
3 نظم بى مانند مدارهاى اتم!
١٠٦ ص
(٨٨)
نمونهاى از قدرت اتم
١٠٦ ص
(٨٩)
نظم در وجود ما
١١١ ص
(٩٠)
انسان مجموعه اسرار آفرينش
١١١ ص
(٩١)
انسانشناسى
١١٢ ص
(٩٢)
دستگاهها و مراكز حسّاس بدن
١١٢ ص
(٩٣)
1 سلّول (آجرهايى كه در ساختمان بدن به كار رفته)
١١٣ ص
(٩٤)
بزرگى يك سلّول
١١٤ ص
(٩٥)
سرشمارى سلّولهاى بدن انسان
١١٥ ص
(٩٦)
ساختمان اسرارآميز سلول
١١٥ ص
(٩٧)
اعمال حياتى سلّولها
١١٦ ص
(٩٨)
2 نطفه، سرچشمه پيدايش انسان
١١٨ ص
(٩٩)
نظم در دستگاههاى اصلى بدن
١٢١ ص
(١٠٠)
1 دستگاه گوارش (آبدارخانه و آشپزخانه بدن)
١٢١ ص
(١٠١)
الف) غذا در گمرك دهان
١٢٢ ص
(١٠٢)
نظم و كاربرد دندانها
١٢٣ ص
(١٠٣)
چشمههاى بزاق
١٢٤ ص
(١٠٤)
شيرين كارىهاى زبان
١٢٤ ص
(١٠٥)
ب) بلعيدن، كه آن قدر هم آسان نيست!
١٢٥ ص
(١٠٦)
ج) طبّاخى (عمل هضم)
١٢٦ ص
(١٠٧)
چگونه غذا جزء بدن مىشود؟
١٢٧ ص
(١٠٨)
چگونه كثافتها جاروب مىشوند؟
١٢٩ ص
(١٠٩)
دو نكته جالب
١٢٩ ص
(١١٠)
2 دستگاه گردش خون (دستگاه پخش ارزاق كشور تن)
١٣٠ ص
(١١١)
نقش اساسى اين دستگاه
١٣١ ص
(١١٢)
تلمبه خودكار
١٣١ ص
(١١٣)
چگونه تلمبه كار مىكند؟
١٣٣ ص
(١١٤)
نكتههاى جالب قلب
١٣٥ ص
(١١٥)
خون
١٣٩ ص
(١١٦)
موادّ تشكيل دهنده خون
١٤٠ ص
(١١٧)
نتيجه توحيدى
١٤٠ ص
(١١٨)
3 دستگاه تنفّس (پالايشگاه تن)
١٤١ ص
(١١٩)
يك وظيفه بسيار حسّاس و پرخطر
١٤٢ ص
(١٢٠)
خون در كجا تصفيه مىشود؟
١٤٣ ص
(١٢١)
نظم و نكات توحيدى
١٤٥ ص
(١٢٢)
1 وقتشناسى ريهها
١٤٥ ص
(١٢٣)
حركت ششها در انسان
١٤٥ ص
(١٢٤)
حركت ششها در حيوانات
١٤٥ ص
(١٢٥)
2 همكارى ريهها و قلب
١٤٦ ص
(١٢٦)
3 قدرت عجيب ريهها
١٤٧ ص
(١٢٧)
4 اقدامات احتياطى
١٤٧ ص
(١٢٨)
4 سلسله اعصاب (ستاد كلّ فرماندهى بدن)
١٤٨ ص
(١٢٩)
گروههاى مجهّز اطّلاعاتى
١٤٩ ص
(١٣٠)
شگفتىهاى دستگاه ارتباطى
١٥٠ ص
(١٣١)
اگر كسى مُخ نداشته باشد چه مىشود؟!
١٥٢ ص
(١٣٢)
كتابخانهاى بسيار بزرگ در مكانى بسيار كوچك!
١٥٣ ص
(١٣٣)
خواب چيست؟!
١٥٥ ص
(١٣٤)
برداشت نادرست!
١٥٦ ص
(١٣٥)
نتيجه
١٥٧ ص
(١٣٦)
خلاصه و نتيجه بحثهاى گذشته
١٥٨ ص
(١٣٧)
خلاصه برهان نظم
١٥٨ ص
(١٣٨)
نتيجه
١٥٩ ص
(١٣٩)
دليل دوم آنكه هستى از خود دارد
١٦١ ص
(١٤٠)
عقل و فطرت، تسلسل را محكوم مىكنند
١٦٣ ص
(١٤١)
1 دليل عقلى
١٦٣ ص
(١٤٢)
2 دليل فطرى
١٦٣ ص
(١٤٣)
استدلالهاى ديگر
١٦٥ ص
(١٤٤)
استدلال دكارت
١٦٥ ص
(١٤٥)
دليل سوم اعجاز
١٦٧ ص
(١٤٦)
1 اين استدلال «دور» نيست
١٦٨ ص
(١٤٧)
2 اعجاز چيست؟
١٦٨ ص
(١٤٨)
چگونه اعجاز ما را به جهان ماوراى مادّه هدايت مىكند؟
١٧٣ ص
(١٤٩)
3 مهمترين ايرادهاى مادّىها
١٧٧ ص
(١٥٠)
ايراد اوّل چرا گروهى از علماى طبيعى به خدا ايمان ندارند؟
١٨١ ص
(١٥١)
1 گفتار بعضى از دانشمندان سرشناس علوم طبيعى درباره توحيد
١٨٢ ص
(١٥٢)
2 علل گرايش به مادّيگرى
١٨٨ ص
(١٥٣)
الف) معرّفى غلط و ناقص
١٨٨ ص
(١٥٤)
ب) سنجش همه چيز با مقياس علوم مادّى
١٩١ ص
(١٥٥)
ج) بحثهاى انتقامى
١٩٣ ص
(١٥٦)
د) غرور بيجا!
١٩٤ ص
(١٥٧)
ه) دانشمندان شرمگين!
١٩٥ ص
(١٥٨)
و) تنها به قاضى رفتهها
١٩٦ ص
(١٥٩)
ايراد دوم چگونه به خداى ناديده ايمان بياوريم؟!
٢٠١ ص
(١٦٠)
1 تكرار اشتباهات گذشته
٢٠٢ ص
(١٦١)
2 نشانههاى خداوند
٢٠٤ ص
(١٦٢)
3 آنچه مىبينيم و آنچه نمىبينيم
٢٠٥ ص
(١٦٣)
اشتباه نشود!!
٢٠٨ ص
(١٦٤)
ايراد سوم آيا با وجود علل طبيعى به خدا احتياج داريم؟
٢١١ ص
(١٦٥)
1 سوء نيّت يا كمى اطّلاع؟
٢١٣ ص
(١٦٦)
2 چرا بيراهه؟!
٢١٤ ص
(١٦٧)
3 پيشرفت خداشناسى همگام با علوم
٢١٦ ص
(١٦٨)
4 ما بيش از شما به علل طبيعى ايمان داريم
٢١٩ ص
(١٦٩)
يادآورى لازم
٢١٩ ص
(١٧٠)
ايراد چهارم يا خدا، يا علل طبيعى!!
٢٢١ ص
(١٧١)
1 چه خداى عجيبى!!
٢٢٢ ص
(١٧٢)
2 سرچشمه نظم قوانين طبيعى
٢٢٥ ص
(١٧٣)
3 يا پيچ و مهرهها يا مخترعين!
٢٢٥ ص
(١٧٤)
4 طبيعت فعل خداست
٢٢٦ ص
(١٧٥)
ايراد پنجم بىنظمىها، آفات و بلاها انسان را به الحاد مىكشاند!
٢٢٩ ص
(١٧٦)
1 ارزيابى علوم انسانى
٢٣١ ص
(١٧٧)
2 مىتوانم ده سال از مجهولات سؤال كنم!
٢٣٦ ص
(١٧٨)
3 آيا اين امور باعث الحاد (كفر) مىشود؟
٢٣٧ ص
(١٧٩)
5 بلاهاى نسبى و مطلق!
٢٤٧ ص
(١٨٠)
6 بسيارى از بلاها، نعمت بزرگى هستند!
٢٥٢ ص
(١٨١)
7 بانگ بيدار باش!
٢٥٦ ص
(١٨٢)
ايراد ششم نظم از بىنظمى سرچشمه مىگيرد!
٢٦١ ص
(١٨٣)
2 شرايط بقا و شرايط كمال
٢٦٣ ص
(١٨٤)
1 حساب احتمالات، با اين استدلال سازگار نيست
٢٦٢ ص
(١٨٥)
3 پرونده تكامل تدريجى كجاست؟
٢٦٦ ص
(١٨٦)
ايراد هفتم آيا ممكن است چيزى از عدم به وجود آيد؟
٢٦٧ ص
 
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص

آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - تاريخچه مادّيگرى

ژان ژاك روسو [١] جزء پيروان اين مسلك (راه و روش) محسوب شدند، ولى از اواخر


[١]. ژان ژاك روسو «geam tacques rossau» (١٧١٢- ١٧٧٨) از دانشمندان و فلاسفه فرانسه كه در ژنوسويس به دنيا آمد.

فريد وجدى در كتاب دائرةالمعارف، ژان ژاك روسو را از خداپرستان عالم معرّفى كرده و مى‌گويد: «ژان ژاك روسو، اعتراف به عقيده توحيد را اينچنين شروع كرد كه مادّه محسوسه گاهى متحرّك و زمانى ساكن است و ... چيزى كه محقّق است اين است كه ما در حالى كه جزئى از همين وجوديم، به شعور كلّى آن، شاعر (آگاه) نيستيم. وجود در اين حركات منظّم- كه در برابر يك سلسله قوانين خاضع است- پابرجا و ثابت است و آن حريّت و آزادى كه در حركات ارادى انسان و حيوان مى‌باشد در اينجا ديده نمى‌شود ... (نيوتن) قانون جاذبه عمومى را كشف كرد ولى جذب تنها، وجود را به يك جاى درهم فشرده بى‌حركت، روانه مى‌كند و در نتيجه بر نيوتن لازم شد كه به اين قانون، قوّه ديگرى به نام «قوّه دفع» اضافه نمايد ...

«دكارت» بايد به ما بگويد كه چه چيزى ناموس طبيعى (اين هواى پرهيجان) را كه او درباره آنها سخن گفته به گردش انداخته است؟ بايد «نيوتن» آن دستى را كه كواكب را چنان دفع مى‌كند كه بر طبق مدارهاى خود به گردش در مى‌آيند، به ما نشان بدهد ... هر قدر در حوادثى كه قواى طبيعت آن را پديد مى‌آورد و آنچه كه در برابر آن پديده‌ها قرار مى‌گيرد و در كيفيّت تأثير بعضى بر بعض ديگر، دقّت نمايم، از رهگذر انتقال از نتيجه‌اى به نتيجه ديگر، برايم ثابت مى‌شود كه ناچار، بايد سبب اوّلى از اراده‌اى بهره‌مند باشد ... بنابراين من معتقدم كه اراده او (خدا) وجود را به حركت در مى‌آورد و مردگان را زنده مى‌گرداند ... ليكن شما به من مى‌گوييد كه (او) كجاست؟ موجودى است در آسمان‌هايى كه آنها را به حركت آورده، در كواكبى كه به ما نورافشانى مى‌كند و نه فقط در من است بلكه در آن گوسفندى كه مى‌چرد، مرغى كه مى‌پرد، سنگى كه به زمين مى‌افتد و برگ درختى كه باد آن را به اين طرف و آن طرف مى‌برد، وجود دارد! ... اينها هركارى كه مى‌خواهند بكنند ولى محال است كه من، نظام مستمرّى را براى موجودات درك كنم، ولى حكمتى را كه به اين نظام بخشيده‌اند، درك ننمايم! من كسى نيستم كه معتقد شوم به اينكه مادّه مرده مى‌تواند موجودات زنده‌اى نتيجه دهد؛ ضرورت كور بتواند موجودات عاقلى بيافريند؛ چيزى كه عقل ندارد، بتواند موجودات عاقلى ايجاد كند ... راه خداشناسى، منحصر به عقل و شك و توهّم نيست بلكه شعور فطرى بهترين راه براى اثبات اين موضوع است.

از مجموع اين مطالب اين گونه استفاده مى‌شود كه نه تنها «ژان ژاك روسو» مادّى نبوده بلكه از طرفداران جدّى مكتب «متافيزيك» است. شايد علّت مادّى معرّفى كردن وى، همان مخالفت‌هاى سرسختانه او با ارباب كليسا و اولياى مسيحيّت است.

مرحوم «فروغى» در كتاب «سير حكمت در اروپا»، ج ٢، فصل ٦، ص ١١٩ چنين مى‌نويسد: «عقايد روسو، به خصوص آنچه را كه در كتاب اميل‌Emileبيان كرده بود، باعث شد ميان ارباب سياست و اولياى مسيحيّت، غوغا به‌پا شود و منجر به اين شد تا كتاب را سوزاندند و نويسنده را تعقيب كردند و او همچنان فرارى بود تا اينكه در ١٧٧٨ در ٦٦ سالگى به عالم طبيعت بازگشت و زندگانى پر ارزشش به پايان رسيد. مدّتى از وفاتش نگذشته بود كه معتقدانش بسيار شدند و به جبران سختيها و رنج‌هايى كه در زندگى كشيده بود از او قدردانى و تجليل كردند، تا آنجا كه جسدش را به پانتئون‌pantheonكه از محترم‌ترين قبرستان‌هاى فرانسه است انتقال دادند».

تأليفات «ژان ژاك روسو» فراون است امّا معروف‌ترين آنها «قراردادهاى اجتماعى» يا «پيمان اجتماعى» است كه در فروردين ١٣٢٥ توسّط مرحوم غلامحسين زيرك زاده، استاد فقيد دانشگاه تهران ترجمه شد. اين كتاب هم‌وزن كتاب «روح القوانين» اثر «منتسكيوMontesquies » (١٦٨٩- ١٧٥٥) در نظر اهل سياست و دانشجويان علم حقوق، ارزش دارد.

با توجّه به اينكه آثار قلمى وى يكى از عوامل بزرگ انقلاب فرانسه شمرده مى‌شد، او را پيغمبر انقلاب فرانسه خواندند.