آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥ - ١ حساب احتمالات، با اين استدلال سازگار نيست
العاده، خطوط كف دستها براى جلوگيرى از ليز خوردن اشيا در كف دست، انگشتان دست و پا و انجام كارهاى متنوّع و صدها نظاير آن نبودند، هرگز حيات انسان مختل مىشد؟ و يا او را در معرض هلاكت قرار مىداد؟ البتّه كه خير، ولى زندگى پر دردسر و همراه با ناراحتىهاى فراوان داشت و از مزاياى زندگى درست بهرهمند نمىشد. آيا قانون تكامل تدريجى مىتواند وجود اين مزايا را در بدن انسان توجيه كند؟
ب) همچنين اگر در كره زمين، انواع معادن، نيروى برق و نيروى اتم و ... وجود نداشت، اگر تمام خشكىهاى زمين در نيمكره جنوبى و بيشتر درياها در نيمكره شمالى بود، اگر پستىها و بلندىهاى كره زمين بيش از اندازه كنونى و تمام درياها مانند بحرالميّت داراى املاحى بودند كه موجود زندهاى نمىتوانست در آن زندگى كند و اگر ... آيا اين كره نابود مىشد و به بقاى آن لطمهاى وارد مىگشت؟!
ج) اگر بدن مرغان از پر پوشيده نبود، اگر دوكى شكل نبودند، اگر وزن آنها از حيوانات زمينى سبكتر نبود، اگر همه آنها مانند شب پره باردار و سنگين مىشدند و ... آيا از بين مىرفتند؟ البتّه كه نه، ولى استراحت كامل نداشته و از زندگى بهرهبردارى كامل نمىكردند.
خلاصه اينكه گستره نظام جهان هستى خيلى وسيعتر از محور بحث تكامل تدريجى است، زيرا تنها محور اين بحث بر موضوع انتخاب طبيعى، بقاى اصلح و از بين رفتن موجودات ناقص و غير مساعد با محيط دور مىزند و بديهى است كه اين مطلب، تنها مىتواند در قسمتى از نظم عالم (حدّاقل شرايط حيات و بقا) مصداق داشته باشد، امّا در كمالات و ريزه كارىهاى دقيقى كه در اصل حيات، موجود است تأثيرى ندارند.
اين مطلب با يك مثال ساده ديگر روشن مىشود:
اگر در كوهى آثار غارهاى متعدّدى را- كه هزاران سال قبل بودهاند- ببينيم كه تنها