آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧ - ٤ طبيعت فعل خداست
آقايان مادّى! اينهاست كه ما را به وجود آن مبدأ بزرگ علم و قدرت رهبرى مىكند، اينها همان گواه وجود آن مبدأ بزرگ هستى است، اينها در عين خاموشى هزار زبان دارند و با هر زبان علم و حكمت آفريدگار خود را شرح مىدهند، اينها همه وابسته به او و سر به فرمان اويند.
طبيعت كور و كر و فاقد شعور و اراده، كوچكتر از آن است كه بتواند از طريق تصادف، يك اطاق گِلى بسازد، تا چه رسد به اينكه يك موجود بى ارزش و پست مانند نطفه را كه با چشم ديده نمىشود، آن قدر پرورش و عظمت دهد تا انسان متفكّرى گردد و فضا را جولانگاه خود قرار دهد.
جهانى كه تمام دانشمندان در برابر اسرار آن خاضعند و تنها كشف يك راز آن كافى است كه كاشف آن را براى هميشه سربلند ساخته و نام او را با افتخار تا ابد به عنوان كاشف يا مخترع بزرگ در تاريخ بشريّت ثبت كند، چنين جهانى نمىتواند معلول مادّه بى روح و طبيعت بى شعور باشد، پس اين طبيعت فعل خداست نه بيگانه از او.