آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - چگونه اعجاز ما را به جهان ماوراى مادّه هدايت مىكند؟
روشن گشت، زيرا چنانكه ديديم، مبناى استدلال ما تنها مشاهده حوادث و جريانهاى خارق العادهاى بود كه به نام معجزات خوانده مىشود و اين مطلب نيز با مراجعه به تاريخ و مدارك قطعى- كه درباره قسمتى از معجزات انبيا به خصوص پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در دست است و در جاى خود به طور مشروح بيان خواهد شد- معلوم مىگردد و ديگر در بيان آن هيچگونه احتياجى به اثبات دعوت انبيا و نبوّت آنان نيست تا گفته شود اين بحث متّكى به بحث نبوّت است، در حالى كه آن بحث از فروع بحث توحيد مىباشد. به همين جهت ما در بحثهاى مخصوص به صفات خدا همين راه كوتاهتر را خواهيم پيمود.
تا اينجا دلايل توحيد به طور اختصار پايان يافت. در اين قسمت ما تنها به ذكر سه استدلال اكتفا نموديم كه مهمترين آنها، همان برهان نظم بود كه به شكل مشروحترى بيان گرديد.
اينك براى تكميل اين بحث بايد به اشكالاتى كه از طرف مادّىها مطرح شده و يا ممكن است مطرح شود پرداخته و آنها را با دقّت بيشتر، تجزيه و تحليل كرده و بررسى نماييم تا هيچ نقطه ابهامى در بحثها و استدلالهاى گذشته ما باقى نماند.
ناگفته نماند كه ما در طرح اشكالات مادّىها نهايت صراحت را- كه لازمه بحثهاى علمى و آزاد است- به كار خواهيم برد و تا اصل اشكال را به طور دقيق، روشن نسازيم به پاسخ آن نخواهيم پرداخت. اميد است اين روش- كه به عقيده ما صحيحترين روش در اين گونه بحثهاست- مايه رنجش موافقين و يا سوء استفاده مخالفين ما نگردد.