دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٣ - ٥/ ٣ زنان پرستار در نبردهاى پيامبر
٢٤٩. الطبقات الكبرى به نقل از محمّد بن عمر: امّ ايمن در احُد حضور يافت. او آب مىرساند و مجروحان را درمان مىكرد. وى در نبرد خِيْبَر نيز همراه با پيامبر خدا، حضور يافت.
٢٥٠. الطبقات الكبرى: امّ عماره، اسلام آورد و در شب عَقَبه[١] حضور يافت و با پيامبر خدا، بيعت كرد. او در نبردهاى احُد، حُدَيبيه، خيْبَر، عمرة القضا،[٢] حُنَين و يَمامه نيز حضور داشت، دستش قطع شد و از پيامبر صلى الله عليه و آله احاديثى نيز شنيد.
٢٥١. الطبقات الكبرى به نقل از محمّد بن يحيى بن حبّان: امِّ عَماره در احُد، دوازده زخم برداشت و دستش در نبرد يمامه، قطع شد. او افزون بر دستش، در نبرد يمامه، يازده زخم ديگر برداشت و در حالى به مدينه بازگشت كه هنوز اين زخمها بر او بود.
٢٥٢. الطبقات الكبرى در شرح نبرد احُد، از عبد اللّه بن زيد: در آن روز، دست چپم زخمى شد. مردى همانندِ تنه نخل، ضربتى بر من وارد آورد و بىآنكه كارم را يكسره كند، مرا فرو گذاشت. خون مىريخت و توقّفى نداشت. در اين هنگام، پيامبر خدا فرمود: «زخم خويش را ببند». پس مادرم كه باندهايى براى زخمها آماده ساخته و به كمر خويش بسته بود، به سراغم آمد و در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاده بود و او را مىنگريست، زخم مرا بست. سپس گفت: پسرم! برخيز و با اين مردمان، پيكار كن.
پيامبر خدا كه اين را ديد، فرمود: «اى مادر عُماره! چه كسى را اين طاقت است كه تو دارى؟».
[١] مقصود از شب عقبه همان شبى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن با انصار بر اسلام آوردن آنان و يارى رساندن ايشان به اسلام بيعت كرد.
[٢]« عمرة القضيّة» كه« عمرة القضاء» نيز ناميده مىشود، عمرهاى است كه پيامبر خدا در سال هفتم هجرت و به جاى عمرهاى كه در سال ششم( در جريان غزوهاى كه به« صلح حديبيه» انجاميد)، قصد انجام دادن آن را داشت، به جاى آورد.