دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٧ - ٣/ ٢ كفاره
١٧٥. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: گاه بنده بيمار مىگردد. پس دلش نازك مىشود و برخى از گناهانى را كه از او سر زده است، به ياد مىآورد و قطره اشكى، هر چند كوچك، از ديدگانش سرازير مىشود و آنگاه، خداوند عز و جل، او را از گناهانش پاك مىسازد. پس اگر او را از اين بستر بيمارى برخيزانَد، او را پاك شده [از گناه] بر مىخيزانَد، و اگر جانش را بستاند، پاكيزه شده [از گناه] مىستاند.
١٧٦. امام على عليه السلام: اگر خداوند، بندهاى را گرفتار [بيمارى] سازد، به اندازه بيمارىاش از گناهان او فرو مىكاهد.
١٧٧. امام على عليه السلام به يكى از ياران خويش كه به بيمارىاى گرفتار شده بود: خداوند، آن درد و رنجى را كه داشتهاى، مايه ريختن گناهانت قرار دهد؛ چرا كه در بيمارى، پاداشى نيست؛ امّا گناهان را فرو مىكاهد و چنان كه برگ از درخت مىريزد، از انسان فرو مىريزد. پاداش، تنها در گفتن به زبان، و عمل كردن به دست و پاى است و خداوند سبحان، هر يك از بندگان خويش را كه بخواهد، به راستىِ نيّت و به نهادِ درست، به بهشت درمىآورد.
١٧٨. امام سجّاد عليه السلام خطاب به بيمارى كه بهبود يافته بود: پاك شدن از گناهان، بر تو مبارك باد! خداوند، تو را ياد كرده است. او را ياد كن، و از تو درگذشته است. او را سپاس گوى.
١٧٩. امام رضا عليه السلام: بيمارى براى مؤمن، تطهير و رحمت، و براى كافر، عذاب و لعنت است. بيمارى، همدم مؤمن مىماند، تا هنگامى كه هيچ گناهى بر وى نباشد.
ر. ك: ج ١، ص ١٥٧ ح ١٩٦.