دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٠ - ٣ عامل مرگ
٢. كيفر
در نظام حكيمانه هستى مشاهده مىكنيم كه بيمارى براى كسانى كه زمينه تربيتى را در نفس و روان خويش تباه نساختهاند چنان كه توضيح داده شد به كنار زدن پردههاى غفلت و آگاهى افزونتر و سازندگى مىانجامد؛ امّا براى كسانى كه بدان پايه از آلودگى روحى دچار شدهاند كه جانشان اصلاح و تربيت را بر نمىتابد، همين بيمارى، نوعى كيفر الهى به شمار مىرود، چنان كه امام صادق عليه السلام، در حديثى كه گذشت، از آن با عنوان «بيمارى كيفر» ياد كرد.
امام رضا عليه السلام نيز درباره نقش بيمارى براى آنان كه استعداد بهرهگيرى مثبت از آن را دارند و آنان كه چنين قابليتى را دارا نيستند، فرموده است:
بيمارى براى مؤمن، تطهير و رحمت، و براى كافر، عذاب و لعنت است.[١]
٣. عامل مرگ
گاه در بيمارى، نه حكمتى تربيتى نهفته است، و نه فلسفهاى كيفرى، بلكه مرگ را در پى مىآورد. امّا در نظام آفرينش، مرگ هم بدون حكمت نيست؛ چه، همه بايد بميرند:
«كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ».[٢]
هر كس طعم مرگ را مىچشد.
از ديدگاه احاديث اسلامى، هر بيمارىاى درمانى دارد و يگانه دردى كه هيچ درمانى ندارد، مرگ است. در حديث نبوى آمده است:
خداوند، هيچ دردى را فرو نفرستاده (يا هيچ دردى را نيافريده)، مگر اين كه درمانى نيز برايش فرو فرستاده (يا آفريده) است و كسانى از آن آگاهى يافتهاند و
[١] ر. ك: ج ١، ص ١٤٧، ح ١٧٩.
[٢] انبياء، آيه ٣٥.