دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩ - ٥/ ٣ زنان پرستار در نبردهاى پيامبر
٢٤٣. الطبقات الكبرى: امّ سليم، اسلام آورد و با پيامبر خدا، بيعت كرد و در نبرد حُنين هم، در حالى كه به عبد اللّه بن ابى طلحه آبستن بود، حضور يافت. او پيشتر در نبرد احد به تشنگان، آب مىرساند و مجروحان را درمان مىكرد.
٢٤٤. الطبقات الكبرى به نقل از امّ سنان اسلمى: هنگامى كه پيامبر خدا، آهنگ خيبر داشت، به حضور وى رسيدم و گفتم: اى پيامبر خدا! آيا در اين آهنگى كه دارى، مىتوانم با تو روانه شوم تا در آنجا مَشكِ پاره شدهاى را بدوزم، بيمار و مجروح را اگر خداى نكرده، مجروحانى باشند درمان كنم و پاسبانِ زاد و توشه باشم؟
پيامبر خدا به او فرمود: «به بركت خداوند، روانه شو؛ چه، دوستانى از تو از خاندانت و از ديگر كسان، [پيشتر] با من سخن گفتهاند و من به آنان اجازه دادهام. اينك، اگر كه خواستى، با خاندان خويش روانه مىشوى و اگر هم خواستى، با ما».
گفتم: با شما.
فرمود: «پس با امّ سلمه، همسرم، همراه باش».
پس من با او (امّ سلمه) بودم!
٢٤٥. سنن الترمذى به نقل از يزيد بن هرمز: نجده حرورى[١] به ابن عبّاس نوشت و از او پرسيد: آيا پيامبر صلى الله عليه و آله، زنان را به نبردها مىبرد؟ و آيا براى آنان، سهمى مقرّر مىداشت؟
ابن عبّاس، در پاسخ او چنين نوشت: به من نامه نوشتهاى و از من پرسيدهاى كه آيا پيامبر خدا، زنان را به پيكار مىبرد؟ [آرى!]. او زنان را به پيكار مىبرد و آنان، بيماران را درمان مىكردند و از غنيمت نيز بهرهاى داده مىشدند.
٢٤٦. صحيح مسلم به نقل از امّ عَطيّه انصارى: همراه پيامبر خدا، در هفت
جنگ، حضور يافتم. من در خيمهگاه آنان مىماندم و برايشان غذا آماده مىكردم، مجروحان را درمان مىساختم و بيماران را پرستارى مىكردم.
[١] مقصود از« حرورى»، خارجى يا منسوب به خوارج است. در متون قديم، از خوارج با واژه حروريه نيز ياد شده است. نجده نيز همان كسى است كه يكى از گروههاى عمده خوارج را به او نسبت دادهاند. م.