دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٦٣ - ١٤/ ٥ راز همانندى
١١١٣. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: براى نطفههاى خود، نيكوترين [زنها] را برگزينيد؛ چرا كه زنان، همانندهاى برادران و خواهران خويش را مىزايند.[١]
١١١٤. قصص الأنبياء به نقل از شهر بن حَوشَب: هنگامى كه پيامبر خدا به مدينه درآمد، شمارى از يهوديان نزد او آمدند و گفتند: ما درباره چهار چيز از تو مىپرسيم. اگر درباره آنها به ما آگاهى دادى، تو را باور داريم و به تو ايمان آوريم... گفتند: درباره همانندى، كه چگونه كودك با مادر شباهت مىيابد، در حالى كه نطفه از مرد است؟
فرمود: «شما را به خداوند سوگند مىدهم، آيا [نه اين است كه] خود مىدانيد نطفه مرد، سفيد و غليظ، و نطفه زن، سرخ و رقيق است. هر يكى از آنها كه بر ديگرى چيرگى يابد، شباهت را از آن خود مىسازد؟».
گفتند: البته كه چرا.
١١١٥. امام باقر عليه السلام: مردى از انصار، نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اين، دختر عمو و زنِ من است و از او جز نيكى سراغ ندارم. امّا او برايم فرزندى آورده است بسيار سياه، با سوراخهاى بينى گشاد، موهاى مجعّد پُرگِرِه و بينى پهن و به صورت چسبيده، بهگونهاى كه همانند آن، نه در دايىهاى خود سراغ دارم، نه در نياكان خويش.
پيامبر صلى الله عليه و آله از همسر وى پرسيد: «تو چه مىگويى؟».
گفت: سوگند به آن كه تو را به حق، به پيامبرى برگزيده است، از آن روز كه مرا در اختيار گرفته، هيچ كس را در نظر خود، بر جايگاه او قرار ندادهام (اشاره به اين كه به او خيانت نكرده است).
پيامبر خدا، مدّتى سر فرو افكنْد و سپس، لَختى نگاه خويش را به
سوى آسمان برداشت و آنگاه، بدان مرد رو كرد و فرمود: «اى مرد! هيچكس نيست كه ميان او و آدم، نود و نُه رگ كه همه به نسب او بازمىگردند نباشد. آنگاه كه نطفه در رَحِم جاى مىگيرد، هر يك از آن رگها به جنبوجوش در مىآيد و از خداوند مىخواهد كه شباهت را به آن دهد. اين كودك، از آن رگهايى برخاسته است كه اجدادِ تو و اجداد اجدادت، آنها را درك نكردهاند. فرزند خويش را براى خود بردار».
پس آن زن گفت: اى پيامبر خدا! گِرِه از كار من گشودى.
[١] در عوالى اللّئالى عبارت آخر روايت، چنين آمده است:« دايى، يكى از همخوابان است».