دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٣ - ز حزا
٧٠٨. امام صادق عليه السلام: بِهْ، معده را گشايش مىدهد،[١] دل را استحكام مىبخشد؛ و خداوند، هيچ پيامبرى را برنينگيخته، مگر آن كه بِهْ نيز خورده است.
ه خربزه
٧٠٩. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بر شما باد خوردن خربزه؛ چرا كه در آن، ده ويژگى است: غذاست، آب است، شستشو دهنده است، خوشبو كننده است،[٢] مثانه را مىشويد، شكم را مىشويد، آب كمر را فراوان مىسازد، بر نيروى همبسترى مىافزايد، سردى مزاج را از ميان مىبَرَد، و پوست را تميز مىكند.
و باقلا
٧١٠. امام صادق عليه السلام: باقلا را با پوستش بخوريد؛ چرا كه معده را پاك مىكند.
ز حَزا
٧١١. امام صادق عليه السلام: حزا[٣] به همراه آب سرد، براى معده سودمند است.
[١] مجلسى در ذيل اين حديث گفته است: در بيشتر نسخهها همين عبارت« يفرج المعدة» آمده است، امّا اين تعبير داراى معنايى كه با اين موضع سازگار باشد نيست، مگر آن كه گفته شود« يفرج»[ از ريشه فرج] به معناى شكافتن و گشودن است و خود كنايه از وسعت دادن به معده و به وجود آمدن اشتها به غذاست. در برخى از نسخهها نيز« يصوح» آمده كه به معناى« خشك مىكند» است. در برخى ديگر هم« نضوح»[ يعنى پاك كننده] آمده كه از ساير ضبطها معناى روشنترى دارد.
[٢] در متن حديث،« اشنان» آمده و آن، نام گياهى است كه به عنوان مادّه كمكى در شست و شو از آن استفاده مىشده است. اين واژه، اساساً پارسى است كه به زبان عربى درآمده و شكل و تلفظ پيشين خود را نيز حفظ كرده است. م.
[٣] حزا، گياهى است شبيه كرفس، ولى با برگهايى پهنتر. در فارسى آن را« دينارويه» مىگويند. بويى تلخ دارد و داراى دو نوع صحرايى و باغى است. نوع صحرايى را به شيرازى« برگ كازرونى» و نوع باغى را« آهودوستك» مىنامند( لغت نامه دهخدا: ج ٦ ص ٨٩٠٥). م.