دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٣ - ٣/ ٤ آنچه براى درمان برخى بيمارى هاى چشم سودمند است
٤٤٧. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اگر مُحرم چشمش درد گرفت، بر آن مرهم گياه سبر بنهد.
٤٤٨. طبّ الأئمّة عليهم السلام به نقل از ذُريح: مردى نزد امام باقر عليه السلام از سفيدىاى در چشمش اظهار ناراحتى كرد. فرمود: «قدرى توتياى هندى، قدرى جوش كوره (ريم) سيم و زر، و قدرى سنگ سرمه مرغوب بردار و سهمى هليله زرد و سهمى نيز نمك تركى (نمك بلور) [همراه آن] بردار و هر يك از آنها را جداگانه در آب باران، خوب بساب و سپس، همه را پس از سابيدن به هم درآميز و از آن سرمه ساز. اين [كار]، به اذن خداوند عز و جل، سفيدى عارض بر چشم را از ميان مىبَرَد، گوشت چشم را تصفيه مىكند و از هر بيمارىاى مىپالايد».
٤٤٩. الكافى به نقل از جميل بن صالح: به امام صادق عليه السلام گفتم: دختر جوانى داريم كه ستاره را بهسانِ كهكشان مىبيند.
فرمود: «خوب! و گاه نيز آن را به سان يك دانه مىبيند».[١]
گفتم: چشمش ضعيف شده است.
فرمود: «آن را به گياه سبر و تلخه[٢] و كافور، به سهمهاى برابر، سرمه كن».
وى را بدان چيزها سرمه كرديم و برايش سودمند افتاد.
٤٥٠. الكافى به نقل از ابن محبوب، از راوى ديگرى: مردى كه چشمدرد داشت، بر امام صادق عليه السلام وارد شد. امام عليه السلام به او فرمود: «چرا از اين سه چيز: گياه سبر، كافور و تلخه، غافلى؟».
مرد، آن كار را انجام داد و چشم دردِ او از ميان رفت.
[١] علّامه مجلسى، در شرح عبارت« و گاه نيز آن را بهسانِ يك دانه مىبيند»، دو تفسير آورده است. يكى آن كه آن دختر اگر درمان نشود، بعدها آن را بهسانِ يك دانه خواهد ديد. ديگرى آن كه در همان حال كه ستاره را به سان كهكشان مىبيند، آن را همانند يك دانه نيز مىبيند. مترجم، ترجمه را بر پايه وجه دوم، انجام داده است.
[٢] واژه عربى متن،« مُرّ» است و در اين باره، چند احتمال وجود دارد:
يكى آن كه اين واژه به معناى گياه« تلخه» باشد كه بوتهاى است با رنگ سبز مايل به سياه و برگهاى متوسط. اين گزيده كنونى مترجم است.
ديگرى آن كه اين واژه، به معناى گياه يا درخت مير يا مور باشد.
ديگرى آن كه واژه، شكل تغيير يافته مور باشد كه در هندى به معناى توتياست.
آنچه در اين باره در النهاية( ج ٤، ص ٣١٦) آمده اين است كه آن را دارويى چون سبر دانستهاند. م.