دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٩ - ١/ ١ اشاره به حكمت نهفته در اين دستگاه
٣١٨. امام صادق عليه السلام خطاب به طبيب هندى: قلب، به شكل دانه صنوبر است؛ زيرا وارونه است و يك سرِ قلب، باريك قرار داده شده است تا به لا به لاى ريه برود و با سردى آن، خودش را خُنك كند، مبادا مغز از گرماى آن بسوزد.
٣١٩. امام صادق عليه السلام خطاب به مفضّل بن عمر: اى مفضّل! اكنون، قلب را برايت وصف مىكنم: بدان كه در آن، سوراخهايى است، سوداده شده به سمت سوراخهايى كه در ريه است، و همينهاست كه قلب را خُنك مىكند، بهگونهاى كه اگر اين سوراخها با همديگر تفاوت مىيافتند و رو به روى هم نبودند، خُنكا به قلب نمىرسيد و انسان مىمُرد. اكنون آيا صاحبِ انديشه و تأمّل، روا مىداند كه بگويد چنين پديدهاى، به اهمال پديد آمده است، و در درون خويش، گواهى نيابد كه او را از اين پندار، باز بدارد؟!
٣٢٠. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در آدمىزاده، سيصد و شصت رگ است و از اين شمار، صد و هشتاد تا متحرّك، و صد و هشتاد تا ساكناند. اگر آن رگهاى متحرّك، ساكن مىبود، انسان باقى نبود و اگر هم آن رگهاى ساكن، تحرّك مىيافت، انسان از ميان مىرفت.
٣٢١. امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا، در هر روز، سيصد و شصت بار، به شمارِ رگهاى بدن، خداوند را سپاس مىگفت و مىفرمود: «پروردگار جهانيان را به فراوانى و در هر حال، سپاس!».
٣٢٢. امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا فرموده است: «در بدن آدميزاد، سيصد و شصت رگ است: صد و هشتاد تاى آن متحرّك، و صد و هشتاد تاى ديگر، ساكناند. اگر آن رگهاى متحرّك، ساكن بودند، انسان نمىخفت؛ و اگر آن رگهاى ساكن، متحرّك بودند نيز انسان نمىخفت». پيامبر خدا، هر روز
صبح، سيصد و شصت بار مىگفت: «خداوندِ جهانيان را به فراوانى و در هر حال، سپاس!» و شامگاهان نيز چنين مىگفت.