دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦ - ٣ دين و حرفه پزشكى
وديعت مىگذارد و دانش را به تمامى به او الهام مىكند و از آن پس، او نه در پاسخى فرو مىمانَد و نه از راه صواب، سرگشته مىگردد.
بنا بر اين، بىترديد، پيامبر اسلام و اهل بيت او، از دانش پزشكى برخوردار بودهاند و اگر ثابت شود كه در هر مسئلهاى از مسائل مربوط به اين دانش، چيزى فرموده باشند، قطعا كلام آنان، مطابق با واقع است.
٣. دين و حرفه پزشكى
هر چند طبّ پيشگيرى، چنان كه توضيح داديم، در متن مقرّرات دينى مورد توجّه بوده و پيشوايان دينى، از دانش پزشكى برخوردار بودهاند؛ امّا فلسفه دين، ورود در حرفه پزشكى نبوده است و از اين رو، در روايات اسلامى، علم دين، قسيمِ علم طب است.[١]
همچنين اهل بيت عليهم السلام به عنوان يك حرفه، وارد مسائل پزشكى نشدهاند. جدا كردن فقه (دينشناسى) از طب (پزشكى) و حرفه فقيهان از كار طبيبان نيز شاهد ديگرى براى جدا بودن حوزه دين و حوزه علم طب است.[٢]
بنا بر اين، ورود پيشوايان دين در مسائل پزشكى، مانند ورود آنان به ساير علوم، به صورت موردى و گاه به عنوان كرامت و اعجاز بوده، نه به صورت دائم و بدان نحو كه مردم به ديگر پزشكان، مراجعه مىكنند. بديهى است كه اگر مردم، اهتمام مىورزيدند و از دانش سرشار اهل بيت عليهم السلام بهره مىجستند و به صورت متقن، آثار علمى آنان را ثبت و ضبط مىكردند، امروز، ذخاير علمى و فرهنگى عظيمى در رشتههاى مختلف دانش، در اختيار بشر بود؛ امّا متأسّفانه، جايگاه علمى اهل بيت عليهم السلام شناخته نشد و آنچه از آنان به يادگار ماند نيز از نيرنگ
[١] ر. ك: ج ١، ص ٣٣، ح ١.
[٢] ر. ك: ج ١، ص ٣٣، ح ٢ و ٣ وص ٣٥، ح ٥.