مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٩٥
وَ ظَهَرَتْ فِى الْبَدائِعِ الَّتى احْدَثَها آثارُ صَنْعَتِهِ وَ اعْلامُ حِكْمَتِهِ، فَصارَ كُلُّ ما خَلَقَ حُجَّةً لَهُ وَ دَليلًا عَلَيْهِ «١» و آثار صنعت و نشانههاى حكمت او در همه مصنوعاتى كه ايجاد كرده آشكار است. پس آنچه آفريده حجّت و دليل بر حقيقت اوست.
حضرت امام رضا (ع) به شخصى كه درباره توحيد سؤال كرده بود، چنين پاسخ داد:
الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ الْاشْياءَ انْشاءً وَ مُبْتَدِعُها ابْتِداعاً بِقُدْرَتِهِ وَ حَكْمَتِهِ لا مِنْ شَىْءٍ فَيُبْطِلَ الْاخْتِراعَ وَ لا لِعِلَّةٍ فَلا يَصِحَّ الْابْتِداعُ، خَلَقَ ما شاءَ كَيْفَ ما شاءَ مُتَوَحِّداً بِذلِكَ لِاظْهارِ حِكْمَتِهِ وَ حَقيقَةِ رُبُوبيَّتِهِ «٢» ستايش خدايى را كه همهچيز را بدون نقشه قبلى آفريد و به قدرت و حكمت خود آنها را ابداع و اختراع كرد. آنها را از چيزى نيافريد تا اختراع بر آن صدق نكند و علت و سببى وجود نداشت تا ابتكار صحيح نباشد. آنچه را خواست، هرگونه كه خواست، بهتنهايى آفريد تا بدين وسيله، حكمت و حقيقت ربوبيت خود را اظهار نمايد.
سمع و بصر الهى «شنوايى» و «بينايى» از ديگر صفاتى است كه خداوند متعال در آيات بسيارى از قرآن كريم به آنها توصيف شده است.
معناى سمع و بصر در خداوند راغب اصفهانى درباره معناى «سمع» مىنويسد: «قوهاى است در گوش انسانكه بهوسيله آن، صداها را درك مىكند و گاه اين واژه به عضو شنوايى- يعنى، گوش- نيز اطلاق شده و يا بهمعناى فهم و درك، به كار رفته است.» «٣»