مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ١٢٨
تفسير «صمد» آن است كه او نه اسم است و نه جسم، نه مانند و نه شبيه، نه صورت و نه تمثال و نه حدّ و نه حدود، نه موضع و نه مكان، نه كيفيت و نه جاى، نه اينجا و نه آنجا، نه پر و نه خالى، نه ايستادن و نه نشستن، نه سكون و نه حركت، نه ظلمانى و نه نورانى، نه صاحب روح نه صاحب نفس است. و جايى از او خالى نيست و در عين حال، هيچ جايى گنجايش او را ندارد، نه رنگ دارد، نه بر قلب كسى خطور كرده است و نه بويى از او شنيده مىشود. همه اين امور از او نفى مى شود.
پيش از اين، در بحث «توحيد و يگانگى خداوند»، به برخى از صفات سلبى خدا اشاره كرديم؛ از جمله اينكه: او داراى هيچ نوع شريك و شبيه نيست، نه در ذات و نه در افعال؛ هيچگونه تركيب از اجزاى خارجى، عقلى و وهمى در ذات او راه ندارد، وجود او بسيط است و صفاتش نيز عين ذات اوست، نه زايد بر ذاتش. اكنون برخى ديگر از صفات سلبى خدا را ذكر مىكنيم:
خداوند جسم نيست يكى از صفات سلبى خداوند، پيراستگى ذات او از جسم بودن و هرگونه صفات و عوارض جسم است. اين لازمه توحيد ذات و تركيب نيافتن او از اجزا و بساطت او در وجود است. قرآن مجيد مىفرمايد:
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ «١» هيچ چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست.
امام صادق (ع) فرمود:
سُبْحانَ مَنْ لا يَعْلَمُ احَدٌ كَيْفَ هُوَ الَّا هُوَ، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَ هُوَالسَّميعُ الْبَصيرُ لا يُحَدُّ وَ لا يُحَسُّ وَ لا يُجَسُّ وَ لا يُمَسُّ وَ لا تُدْرِكُهُ الْحَواسُّ وَ لا يُحيطُ بِهِ شَىْءٌ لا جِسْمٌ وَ لا صُورَةٌ وَ لا تَخْطيطٌ وَ لا تَحْديدٌ «٢»