مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٢٧
حسين بن خالد مىگويد: از حضرت امام على بن موسى الرّضا (ع) شنيدم كه فرمود:
پيوسته از ازل، خداوند تبارك و تعالى عالم، قادر، حىّ، قديم، شنوا و بينا بوده است. پس من گفتم: اى فرزند رسول خدا، گروهى مىگويند كه خداوند عزّوجلّ از ازل عالم به علمى است، قادر به قدرتى است، داراى حياتى است، قديم به قدمتى است، سميع به سمعى است و بينا به بينايى است. امام (ع) فرمود: هر كس اين را بگويد و به آن معتقد گردد، پس همراه خدا، خدايان ديگرى انتخاب كرده و بهرهاى از ولايت ما ندارد. آنگاه فرمود: خداوند عزّوجلّ پيوسته از ازل، علم، قدرت، حيات، قديم بودن، شنوايى و بينايى جزو ذاتش بوده و او بلند مرتبه و بزرگتر است از آنچه مشركان و تشبيه كنندگان مىگويند. «١» اشكال دوم بر نظريه اشاعره اين است كه اگر هر يك از صفات الهى مصداق و مابه ازاى جداگانهاى داشته باشد يا اين است كه مصاديق آنها در داخل ذات الهى فرض مىشوند كه لازمهاش اين است كه ذات الهى مركّباز اجزا باشد، و قبلًا ثابت كرديم كه چنين چيزى محال است. و يا اينكه مصاديق آنها خارج از ذات الهى و آفريده خدا تصوّر مىشود كه مستلزم آن است كه ذات الهى كه طبق فرض، فاقد اين صفات است، آنها را بيافريند و سپس به آنها متصف گردد. در صورتى كه محال است علت هستىبخش در ذات خود، فاقد كمالات مخلوقاتش باشد و يا براى رسيدن به صفاتى همچون علم، حيات و قدرت، از آفريدگانش استمداد بگيرد و به آنها نيازمند باشد.