مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٦٥

اين راه از آن جهت مى‌تواند راهنماى انسان در شناخت صفات الهى قرار گيرد كه قرآن، كتاب هدايت بوده و خطاب‌هاى آن متوجه عموم مردم است. از اين رو، ذكر صفاتى براى خداوند به‌عنوان علم، قدرت، حيات، اراده و غير آن به‌معناى آن است كه خدا را با همان معانى كه از اين صفت‌ها مى‌فهميم، بشناسيم، نه‌اينكه آنها در مورد خداوند الفاظى بى‌معنا بوده و صفات الهى قابل شناختن نباشد. براى مثال، وقتى مى‌گوييم «خدا عالم است»، اين به همان معنايى است كه اين جمله را در مورد يك انسان مى‌گوييم، هر چند از نظر مصداق، اين دو با هم فرق دارد و علم خدا علم ذاتى، بى‌نهايت و حضورى و علم ديگران محدود و اكتسابى و حصولى است. «١» بنابراين، آنچه در روايات، به‌عنوان «نهى‌از توصيف خداوند به غير آن‌چه او خود را به آن توصيف نموده» ذكر شده، به اين معناست كه بايد قوّه تفكّر و انديشه خود را به‌كار گيريم و با الهام از قرآن كريم، خدا را توصيف نماييم و از اصول تعليمات آن جدا و منحرف نشويم. «٢» با اين توجه، سخنان معصومان (ع)، كه در قالب حديث و دعا در توصيف ذات الهى بيان شده نيز راه‌گشاى شناخت صفات خدا مى‌باشد. حضرت على (ع) مى‌فرمايد:
ما دَلَّكَ الْقُرْآنُ عَلَيْهِ مِنْ صِفَةٍ فَاتَّبِعْهُ لِيُوصِلَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ مَعْرِفَتِهِ وَأْتَمَّ بِهِ وَاسْتَضِى‌ءْ بِنُورِ هِدايَتِهِ فَانَّها نِعْمَةٌ وَ حِكْمَةٌ اوُتيتَها فَخُذْما اوتيتَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرينَ وَ ما دَلَّكَ الشَّيْطانُ عَلَيْهِ مِمَّا لَيْسَ فِى‌الْقُرْآنِ عَلَيْكَ فَرْضُهُ وَ لا فى‌ سُنَّةِ الرَّسُولِ وَ ائِمَّةِ الْهُدى‌ اثَرُهُ فَكِلْ عِلْمَهُ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، فَانَّ ذلِكَ مُنْتَهى‌ حَقِّ اللَّهِ عَلَيْكَ «٣» هر صفتى كه قرآن تو را به آن راهنمايى كرده پيروى نما تا تو را به معرفت او برساند. و به نور هدايت قرآن روشنايى طلب كن؛ زيرا آن نعمت و حكمتى است كه از سوى خداوند به تو رسيده. پس آنچه را به تو داده شده بگير و از شكرگزاران باش. و آن‌چه را كه شيطان به آن راهنمايى‌ات كرده از آن چيزهائى‌كه در كتاب (قرآن)، دانستن آن بر تو واجب نگرديده و در