مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ١٢٩

منزّه است خدايى كه كسى جز او نمى‌داند كه ذات او چگونه است. براى او مانندى نيست.
اوست شنونده و بينا، محدود و محسوس نيست، قابل جستجو و لمس نمى‌باشد، حواس، او را درك نمى‌كنند، چيزى بر او محيط نيست. جسم و صورت نمى‌باشد و نقش و خطّ و حدّ ندارد.
دلايل نفى جسميت‌ اول: هر جسمى تركيب يافته از اجزايى است و هر موجود مركّبى نيازمند به اجزاى خود مى‌باشد. اگر فرض شود كه خدا جسم است، بايد از پيوستن اجزا به يكديگر به‌وجود آمده‌باشد. آن اجزا نيز، اگر وجوب وجود و ضرورت هستى داشته، مستقلّ باشند، لازمه‌اش تعدّد واجب و تكثير خداست. و اگر وجود آنها از خودشان نبوده و ممكن باشد، در نتيجه، نياز به‌علت هستى‌بخش دارند كه خالق آنهاست و نمى‌توان گفت: خداى جهان از اجزايى تركيب يافته كه خود آن اجزا، مخلوق موجود برترى هستند؛ چرا كه او خود خالق تمامى هستى بوده و همه عالم محكوم اراده اوست. «١» قرآن مجيد مى‌فرمايد:
قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَىْ‌ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ «٢» بگو خدا خالق همه‌چيز و او يكتا و پيروز است.
امام رضا (ع) فرمود:
كُلُّ جِسْمٍ مُغَذِّىٌ بِغَذاءٍ، الَّا الْخالِقُ الرَّازِقُ فَانَّهُ جَسَّمَ الْاجْسامَ وَ هُوَ لَيْسَ بِجِسْمٍ وَ لا صُورَةٍ لَمْ يَتَجَزَّأْ وَ لَمْ يَتَناهَ وَ لَمْ يَتَزايَدْ وَ لَمْ يَتَناقَصْ، مُبَرَّأٌ مِنْ ذاتِ ما رَكَّبَ فى‌ ذاتِ مَنْ جَسَّمَهُ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ «٣» هر جسمى با غذايى تغذيه مى‌كند، جز خدا كه خالق و رازق است؛ زيرا او به اجسام جسميّت داده و او، خود جسم و صورت نيست، به اجزا تجزيه نگرديده و داراى نهايت و پايان نيست، چيزى بر او افزوده نمى‌شود و چيزى از او كم نمى‌گردد، او از ذات آنچه در تركيب ذات موجودات به كار برده، منزّه است. او لطيف و خبير است.